آرشیو برای: "آبان 1397, 06"

همه را به تو مے دهم

#ماجراـے_پسر_جوان_و_زن_بدڪاره__✒️ 🍁 در حدود سے چهل سال پیش جوان شڪستہ بندـے در قم نقل ڪرد ڪه روزـے زن مُحَجَّبِه اـے به درِ مغازه ـے من آمد و اظهار داشت ڪه استخوان پایم از جا در رفتہ و مے خواهم آن را جا بیندازـے ، ولے در بازار نمے شود. 🍁 چون مے ترسم… بیشتر »

طلبه جوان از شیر و مار ترسید

طلبه جوان  از شیر و مار ترسید
مرحوم مرشد می گفت: “من در موقع زندگی با همسر اول خود، جوان بودم و نتوانستم محبت های او را جبران کنم.” پدرم می گفت: “مادربزرگ تو لقمه می گرفت و دهان پدرم می گذاشت.” اما همسر دوم مرشد به اندازه همسر اول او وفا نداشت؛ بلکه برعکس… بیشتر »

مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند

مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند
💠روزی عزرائیل نزد موسی آمد، موسی پرسید: برای زیارتم آمده ای یا برای قبض روحم؟ عزرائیل: برای قبض روحت. موسی: ساعتی به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع کنم. عزرائیل: مهلتی در کار نیست. ‼️موسی (ع) به سجده افتاد و از خدا خواست تا به عزرائیل بفرماید که مهلت… بیشتر »

دست بکش ازدوست داشتن

دکترقمشه ای میگوید : کسی را دوست بدار ک دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد و دست بکش ازدوست داشتن کسی که دوستت ندارد.. حتی اگرسلطان قلبت باشد فراموش نکن زمان ادم وفادار را مشخص میکند ، نه زبان! دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست اما برای ماهی زندگیست… بیشتر »