اپلیکیشن محرم یزد

https://www.muharrameyazd.ir/

اپلیکیشن محرم یزد ر ا از سایت دانلود کنید

همراه با
پخش زنده
جدول پخش
آرشیو عزا داری های محرم استان يزد

#یزد_جهانی

   چهارشنبه 28 شهریور 1397نظر دهید »
گاهی یک تلنگرکافیست

#گاهی_یک_تلنگر_کافیست

وقتی 15 سالم شد رفتم رشته برق خوندم ولی تو کلاس سرم فقط گرم شیطنت بود … بعدها عادت داشتم بعد مدرسه برم دنبال دوست دخترم و کلا مسیر زندگیم کج شد…چون دیگه غرق یه سری چیزا شده بودم… وقتی 20 سالم شد همش لب دریا یا جزیره بودم وکلی هم دختر دورم بود… و برام همه چی عادی شده بود….یعنی دیگه غرق گناه شده بودم و خیلی برام عادی شده بود خیلی کارا !
چرا #توبه کردم؟؟
تا اینکه یه بلا سرم اومد و نتیجه تموم کارهامو دیدم..احتمال کشته شدنم بود و جانم در خطر بود.شب و روزم شده بود کما…به پوچی رسیده بودم . پیشینه مذهبی نداشتم اما چون #محرم بود میرفتم #هیئت و کلی گریه میکردم…
اصلا نمیدونستم #امام_حسین (ع) کیه ..من واسه خودم میرفتم و گریه میکردم
از #خدا خواستم کمکم کنه ….ولی یه حسی بهم میگفت : تو برای خدا چکار کردی که حالا از خدا چیزی میخوای؟
منطقی بود….
بخاطر همین تصمیم گرفتم رضایت خدارو جلب کنم…تصمیم گرفتم پوست بندازم و خودمو از صفر تغییر بدم…
این تصمیم رو تاریخ 1393/5/19 گرفتم و از اون تاریخ به بعد بود که از دیدن ماه و خورشید و ستاره گریم میگرفت و میگفتم : اینارو کی درست کرده ؟……..از خواب بیدار شده بودم و تازه میدیدم یه سری از چیزارو…
تازه فهمیده بودم وای رضا ؟ تو چکار کردی…
دفتر یاد داشت خریدم و خاطرات هر روز خودمو مینوشتم…ته دلم یه نور بود که میگفت : رضا یه روز تموم میشه…ادامه بده..
کلی در خودم خلا به وجود آوردم ..دوستامو گذاشتم کنار و با دوست دخترهام کات کردم و سیم کارت هامو شکوندم.. نماز اول وقتمو شروع کردم و تلاشمو میکردم که…… ترک کنم.
هدف ریزی میکردم و به خودم پاداش میدادم.چون استرسی و تو شک عصبی بودم برای خدا نامه مینوشتم و میذاشتم رودخونه…میگفتم خدایا تو کمکم کن به خدا یه روزی تمومشو جبران میکنم.حاجت هامو از خدا میخواستم و درد و دل هامو با امام زمان میکردم.
زندگی نامه آدمای موفق رو میخوندم و الگو میگرفتم و خدا هم کمکم میکرد و آدم هایی وارد زندگیم میشدن که انگاری رسالت زندگیشون این بود که بهم کمک کنن…
تلاشمو میکردم که حق الناس هامو جبران کنم.. تموم فیلم های ناجور رو پاک کردم و هر چی عکس داشتم دلیت کردم…خیلی شکست میخوردم اما مثل یک آدم آهنی پا میشدم و ادامه میدادم…
من بالای 1000 بار شکست خوردم…بالای 500 بار گریه کردم…100 بار کم آوردم و 10 بار با صدای بلند داد میزدم
کم کم همه متوجه یه تغییر بزرگ در من شدن و اون نفوذ کلامم بود..حرفام خیلی پخته شده بود و حرف که میزدم همه میگفتن : تو چرا اینجوری حرف میزنی؟ خیلی عجیب شده رفتارت…تونستم لذت های دائمی رو پیدا کنم و دور تموم لذت های آنی رو خط کشیدم.

آشتی با خدا گوارای وجودتان
😔🌺❤️

فقط کافی است که بخواهیم..


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »
دچار یک جور سوء تفاهم شده اند

‌ خیلی از زن ها و دختر ها دچار یک جور سوء تفاهم شده اند در مورد بعضی چیزها!
همه قبول داریم که بعضی چیزها با طبع دخترانه ماجور می آید و بعضی چیزها نه. و آن جایی که جور شدن باشد آرامش بیشتری هست. ولی گاهی بعضی چیزها را اشتباه می گیریم! هنرمند بودن و زیبایی آفریدن را با مشغول شدن به ظواهر اشتباه می گیریم. به جای اینکه هنر و ایده داشته باشیم برای بهتر کردن زندگی خودمان و اطرافیان، می رویم دنبال مد و آرایش و نگرانی های مسخره در مورد سرو شکلمان. بعد تازه با این مشغولیات فکر می کنیم خیلی خانوم شده ایم غافل از این که روز به روز از هویت اصلیمان دورتر می شویم. همیشه خیاطی دوست داشتم و گهگاهی هم برای پیدا کردن ایده چرخی بین سایت ها می زنم. و این میان گاهی وبلاگ هایی هستند که واقعا حال آدم را بد می کنند. مثلا وبلاگی که خیلی هم بازدید کننده داشت و در نظر اول با توجه به عنوانش به نظرم جالب آمد. ولی هرچه بیشتر خواندم بیشتر دلم سوخت برای زن ها و دخترهایی که اینقدر زیاد و به هر قیمتی می خواهند فقط خوشگل باشند! خوب دیده شوند و به خاطر ظاهرشان مورد تایید دیگران قرار بگیرند! بعد هم با خودشان فکر می کنند هرچه بیشتر به خودشان برسند و ظاهر بهتری داشته باشند خانوم ترند!
گاهی اینقدر غرق در ظواهر و در بند نظر دیگران و مشغول به اجسام شدیم که یادمان رفت روح مردانه و زنانه ندارد! شاید طبع زنانه با آرایش کردن اندکی سر کیف بیاید ولی روحمان چه؟ روحمان را فراموش کردیم و به جای خواندن و فکر کردن و یادگرفتن رفتیم سراغ نمایش دادن و تو چشم کردن و مقایسه کردن. توی گرانی ها هیچ وقت از لباس و لوازم آرایشمان به بهانه ی طبع ظریف و لطیف دخترانه! کم نگذاشتیم ولی به بهانه ی همین گرانی کتاب را به کل از خریدهایمان گذاشتیم کنار. این که توی خانه یک بوفه گذاشتیم با چه شکوه و جلالی و خانوم بودنمان را با ظرف و ظروف کریستال فراوان جدید و برق انداخته مان نشان فک و فامیل دادیم هیچ، هر وقت رفتیم جایی که دکوری هایشان جدید نبود یا هر روز برق انداخته نشده بود کلی حرف پشت سر خانوم خانه زدیم.
غذای اشتباهی به خورد طبع لطیفمان دادیم و ذائقه اش را خراب کردیم. به جای این که با لذت فهم و تدبر در معانی و حقایق سیرش کنیم، با ظواهر کم اهمیت سرش را گرم کردیم.
موقعی که خواستیم برای ازدواج آماده شویم به جای اینکه رشد کنیم، اخلاقمان را بهتر کنیم، به سلامتی جسم و روحمان هم زمان توجه کنیم و مهارت های زندگی کردن را یاد بگیریم، رفتیم دنبال خوشگل تر شدن. هنوز هم وقتی به حرف های زن میانسالی که توی اتوبوس کنارم نشسته بود و مثلا نصیحتم می کرد فکر می کنم خنده ام می گیرد. خنده ی تلخ. می گفت اینقدر خودتو توی چادر نپیچ اینجوری هیچ وقت نمی تونی ازدواج کنی! و تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!
حتی در تشخیص کارهای مردانه هم به نظرم بعضی چیزها را اشتباه گرفتیم. خیلی هایمان هیچ وقت دل به ریاضی و فیزیک و منطق و مسئله حل کردن ندادیم چون فکر کردیم دخترانه نیستند و فقط به درد مردهای مهندس سیبیل کلفت می خورند! در حالی که همین مسئله ها را اگر با دل و جان حل کرده بودیم و تفکر منطقی را یاد گرفته بودیم، توی جریان زندگی هم خیلی منطقی تر برخورد می کردیم و هوشمندانه تر مسائل را حل می کردیم. لذت حل مسئله مردانه و زنانه ندارد که! مسئله هم که همه جای زندگی هست. ایده زدن و راه حل پیدا کردن. ما فقط با ترس الکی و فرار از ریاضی و منطق فرصت تمرین کردن و بهتر شدن را از دست دادیم.
نمی دانم این همه اشتباه توی شناخت مصادیق چیزهایی که با دختربودنمان جور باشد از کجا آمده. کسی این ها را عمدا اشتباهی یادمان داده یا خودمان غفلت کردیم و اشتباه فهمیدیم؟! به نظرم اینکه دختر بودن را با سطحی بودن اشتباه بگیریم همانقدر مسخره است که مثلا پسر بودن را با لات و قلدر بودن!
توی این دنیای وانفسا، حداقل یک زن مسلمان نباید به بهانه ی لطیف ماندن، ضعیف بشود!


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »
بخشی از زیباییهای وقایع کربلا:

بخشی از زیباییهای وقایع کربلا:

زیباترین خواهش یک زن
همراه کردن زهیر با امام حسین (علیه السلام) توسط همسرش

زیبا ترین بازگشت : توبه حر و الحاق به سپاه امام حسین (علیه السلام

زیباترین وفا داری : نخوردن آب در شط فرات ابالفضل (علیه السلام)

زیبا ترین جنگ : نبرد حضرت علی اکبر (علیه السلام) با دشمن

زیبا ترین پاسخ :احلی من العسل جناب قاسم ابن الحسن(علیه السلام)

زیبا ترین هدیه :تقدیم عون و محمد به امام حسین (علیه السلام) توسط مادرشان حضرت زینب (سلام الله علیها)

زیبا ترین نماز : نماز ظهر عاشورا در زیر باران تیر

زیبا ترین جانثاری : حائل قرار دادن دستها ، توسط عبدالله ابن حسن (علیه السلام) و دفاع از عمو

زیبا ترین سخنرانی :
سخنرانی امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب (سلام الله علیها) در کاخ ظلم

و از همه زیبایی ها زیباتر جمله ی ه
« ما رأیتُ الا جمیلاً » که حضرت زینب (سلام الله علیها) حیدر وار بیان کرد.

وقتی که یزید با کنایه از ایشان پرسید:خب , چه دیدی؟
و خانم جواب دادند: غیر از زیبایی چیزی ندیدم


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »

‍- سال 11 هجری در خدمت “سجاع” دختر “حارث‌بن‌سوید تمیمی” زنی که مدعی نبوت بود، قرار گرفت.

- وقتی ابوبکر (خلیفه اول) نبرد با مرتدین را آغاز کرد، او به مسلمانان پیوست.
- در زمان عمر (خلیفه دوم) به‌عنوان یکی از فرماندهان سپاه اسلام در فتوحات اسلامی شرکت نمود.

- از نخستین همراهانِ قتل عثمان (خلیفه سوم) بود.
- مدتی بعد در جنگ جمل (با شعار دروغین خونخواهیِ عثمان) از عایشه حمایت کرد.

- قبل و در حین جنگ صفین، به عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره کننده از طرف امیرالمؤمنین علیه‌السلام مأمور به مذاکره با معاویه گردید.
- در جنگ صفین یکی از فرماندهان سپاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود.

- پس از جنگ صفین در جریان حَکمیت، یکی از رهبران اصلیِ گروه خوارج بود.
- وقتی امیرالمؤمنین با خوارج گفتگو و محاجه کرد، شبث توبه کرد و به کوفه بازگشت و به‌عنوان فرماندۀ میسرۀ سپاه امیرالمؤمنین در جنگ نهروان علیه خوارج جنگید.

- پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام و مسلط شدنِ معاویه بر اوضاع، شبث هم به او پیوست.
- در زمرۀ کسانی بود که نزد ابن‌زیاد، بر ضد «حُجربن‌عَدی» (از شیعیان خالص امیرالمؤمنین) شهادت داد که او مرتد شده است و به افساد امت اقدام کرده است.

- وقتی مسلم‌بن‌عقیل به کوفه آمدجماعت کوفیان به بیعت با او شتاب کردند، شبث به‌همراه عده‌ای دیگر برای اباعبدالله علیه‌السلام نامه نوشت و از ایشان دعوت کرد که هرچه زودتر به کوفه بیاید و حکومت را به دست بگیرد.

- وقتی ابن‌زیاد به کوفه آمد و بر اوضاع مسلط شد، شبث به او پیوست و مردم را از عذابِ حکومت به‌دلیل همراهی با مسلم بیم می‌داد.

- وقتی مسلم‌بن‌عقیل به شهادت رسید، خود و دیگران را به خاطر این حادثه تلخ سرزنش کرد.

- نهایتاً شبث در محرم 61 به‌همراه شمربن‌ذی‌الجوشن و حُصَین‌بن‌نُمَیر و… به یاریِ عمربن‌سعد رفت.
- در عاشورای 61 شبث فرماندهیِ پیادگان عمربن‌سعد را برعهده داشت.
- گفته‌اند تمایل چندانی به جنگ مستقیم با حسین‌بن‌علی نشان نمیداد و حتی بعدها هم از شرکت در این جنگ اظهار پشیمانی کرده بود!

- بعد از واقعه کربلا، پس از تسلطِ زبیریان در کوفه، به آنان پیوست و از طرفداران عبدالله‌بن‌زبیر گردید و در دستگیریِ مختار ثقفی و زندانی شدن او نقش داشت.

- در هنگام قیام توابین به رهبری سلیمان‌بن‌صُرَد خزاعی، شبث‌بن‌ربعی که از قاتلان شهدای کربلا و جیره‌خوار اموی بود، توده‌ها را به حمایت از توابین دعوت می‌کرد!

- در هنگام قیام مختار، یکی از فرماندهان و مشاورانِ عبدالله‌بن‌مطیع والیِ کوفه بود و در جنگ علیه مختار نقش مؤثری داشت.
- پس از اینکه مختار پیروز شد و بر اوضاع کوفه مسلط شد، شبث هم به او پیوست.

- وقتی مختار درگیر جنگ با بنی‌امیه و زبیریان بود، ناگهان به‌همراه تعداد دیگری از اشراف کوفه، علیه مختار توطئه کردند و نبرد سختی را درون کوفه علیه مختار آغاز کردند. با تدبیر مختار و فرماندهی ابراهیم‌بن‌‌مالک‌اشتر، غائله ختم پیدا کرد و شبث و همراهانش به بصره نزد مصعب‌بن‌زیر رفت و به او پیوست.

📖 اقتباس از: دوزخیان جاوید ؛ مرضیه محمدزاده ؛ ص 130-139

🔹 پ.ن: سیاست‌بازانِ کثیفی همچون شبث‌بن‌ربعی، همواره و در هر حکومتی -حتی حکومت عدل علوی- یافت می‌شوند؛ از آنها غفلت نکنیم.


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »
مرد هزارچهرۀ تاریخ «شَبَث‌بن‌رِبعی»

‍- سال 11 هجری در خدمت “سجاع” دختر “حارث‌بن‌سوید تمیمی” زنی که مدعی نبوت بود، قرار گرفت.

- وقتی ابوبکر (خلیفه اول) نبرد با مرتدین را آغاز کرد، او به مسلمانان پیوست.
- در زمان عمر (خلیفه دوم) به‌عنوان یکی از فرماندهان سپاه اسلام در فتوحات اسلامی شرکت نمود.

- از نخستین همراهانِ قتل عثمان (خلیفه سوم) بود.
- مدتی بعد در جنگ جمل (با شعار دروغین خونخواهیِ عثمان) از عایشه حمایت کرد.

- قبل و در حین جنگ صفین، به عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره کننده از طرف امیرالمؤمنین علیه‌السلام مأمور به مذاکره با معاویه گردید.
- در جنگ صفین یکی از فرماندهان سپاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود.

- پس از جنگ صفین در جریان حَکمیت، یکی از رهبران اصلیِ گروه خوارج بود.
- وقتی امیرالمؤمنین با خوارج گفتگو و محاجه کرد، شبث توبه کرد و به کوفه بازگشت و به‌عنوان فرماندۀ میسرۀ سپاه امیرالمؤمنین در جنگ نهروان علیه خوارج جنگید.

- پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام و مسلط شدنِ معاویه بر اوضاع، شبث هم به او پیوست.
- در زمرۀ کسانی بود که نزد ابن‌زیاد، بر ضد «حُجربن‌عَدی» (از شیعیان خالص امیرالمؤمنین) شهادت داد که او مرتد شده است و به افساد امت اقدام کرده است.

- وقتی مسلم‌بن‌عقیل به کوفه آمدجماعت کوفیان به بیعت با او شتاب کردند، شبث به‌همراه عده‌ای دیگر برای اباعبدالله علیه‌السلام نامه نوشت و از ایشان دعوت کرد که هرچه زودتر به کوفه بیاید و حکومت را به دست بگیرد.

- وقتی ابن‌زیاد به کوفه آمد و بر اوضاع مسلط شد، شبث به او پیوست و مردم را از عذابِ حکومت به‌دلیل همراهی با مسلم بیم می‌داد.

- وقتی مسلم‌بن‌عقیل به شهادت رسید، خود و دیگران را به خاطر این حادثه تلخ سرزنش کرد.

- نهایتاً شبث در محرم 61 به‌همراه شمربن‌ذی‌الجوشن و حُصَین‌بن‌نُمَیر و… به یاریِ عمربن‌سعد رفت.
- در عاشورای 61 شبث فرماندهیِ پیادگان عمربن‌سعد را برعهده داشت.
- گفته‌اند تمایل چندانی به جنگ مستقیم با حسین‌بن‌علی نشان نمیداد و حتی بعدها هم از شرکت در این جنگ اظهار پشیمانی کرده بود!

- بعد از واقعه کربلا، پس از تسلطِ زبیریان در کوفه، به آنان پیوست و از طرفداران عبدالله‌بن‌زبیر گردید و در دستگیریِ مختار ثقفی و زندانی شدن او نقش داشت.

- در هنگام قیام توابین به رهبری سلیمان‌بن‌صُرَد خزاعی، شبث‌بن‌ربعی که از قاتلان شهدای کربلا و جیره‌خوار اموی بود، توده‌ها را به حمایت از توابین دعوت می‌کرد!

- در هنگام قیام مختار، یکی از فرماندهان و مشاورانِ عبدالله‌بن‌مطیع والیِ کوفه بود و در جنگ علیه مختار نقش مؤثری داشت.
- پس از اینکه مختار پیروز شد و بر اوضاع کوفه مسلط شد، شبث هم به او پیوست.

- وقتی مختار درگیر جنگ با بنی‌امیه و زبیریان بود، ناگهان به‌همراه تعداد دیگری از اشراف کوفه، علیه مختار توطئه کردند و نبرد سختی را درون کوفه علیه مختار آغاز کردند. با تدبیر مختار و فرماندهی ابراهیم‌بن‌‌مالک‌اشتر، غائله ختم پیدا کرد و شبث و همراهانش به بصره نزد مصعب‌بن‌زیر رفت و به او پیوست.

📖 اقتباس از: دوزخیان جاوید ؛ مرضیه محمدزاده ؛ ص 130-139

🔹 پ.ن: سیاست‌بازانِ کثیفی همچون شبث‌بن‌ربعی، همواره و در هر حکومتی -حتی حکومت عدل علوی- یافت می‌شوند؛ از آنها غفلت نکنیم.


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »
پیام دهه هفتادی ها

پیام دهه هفتادی ها👆👆👆

#چهارشنبه_مشکی‼️

چهارشنبه سفید😒

به نظر میاد نقشه هاشون نقش برآب شد😏

#علینژاد😒
#شهید_حججی😍
#شهید_محسن_حججی
#محرم_آمد_برای_حسین_چه_کردیم


موضوعات: مدافعان حرم
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »
اللهم صل علي محمد وآل محمد

جاے شهید محمودرضا بیضائی خالی که میگفت:

شیعه بدنیا اومدیم تا موثر در تحقق ظهور مولا باشیم


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »
طفلِ بی‌حوصلہ ام

طفلِ بی‌حوصلہ ام
خستہ‌ ز دلتنگی ها
مِهـرِ من ، باباےِ من
وقتِ ‌دبستانِ من است

فرزند شهـید افشین ذورقی
اولین روز مدرسہ اش را
با بوسہ بر مزار پدر شروع ڪرد😔


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »
جاےشهید حمیدسیاهکالی مرادی خالی

جاےشهید حمیدسیاهکالی مرادی خالی که:

اونقدر سینه میزد بهش گفتن کم خودتو اذیت کن گفت این سینه نمیسوزه موقع شهادت همه جاش ترکش بود جز سینش

#یادش_باصلوات
#تصویرپروفایل


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »

قسمت چهارم وصیت نامه #شهید_محسن_حججى
اما چند وصیت کلی:
از #ولایت_فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام_خامنه_ای نائب بر حق #امام_زمان است.
از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز #حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید…
همیشه الگوی خود را #حضرت_زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید
آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز…
از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید…
خودتان را برای #ظهور_امام_زمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص #اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.
همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود…
▪️مقداری #حق_الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید…
- یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم
- مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم
- 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم
- اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه #نماز و #روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود…
الهم عجل لولیک الفرج
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏

آمین
١٣٩٦/٤/٢٧
محسن حججی


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »
بیت المقدس خواهیم آمد !

خرمشهر آمدیـم
فلوجه آمدیم
حلب آمدیم
بیت المقدس خواهیم آمد !

حضرت روح الله (ره)؛
جنگ ما فتـح #فلسطیـن را به دنبال خواهـد داشت

#ان‌شاءالله


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »

‌ ‌ این روزها 🌤
که همه هوای سوریه به سر دارند😍
گاهی دلم میگیرد 😔

می گویم
من چرا نباید بروم به حرم بی بی عالم 😥

اما 🙄
یاد حماسه افرینی زینب وزهرا که می افتم😔

می گویم …
انگار خداوند جهاد را برای من همیشگی افریده است✌️
جهاد برای حفظ ارامش مدافعان حرم ☝️
الان چادرم را محکم در دست می گیرم ☺️

میگویم عمه جان❗️
نگاه کن اگر برادرانم برای حفظ حرمت امدند☺️
من همیشه حافظ حریم تو ویادگار مادرت هستم😍


موضوعات: مدافعان حرم
   جمعه 7 مهر 1396نظر دهید »

1 ... 131 132 133 ...134 ... 136 ...138 ...139 140 141 ... 289

Random photo
زبـانـم از شـکرت بـاز مـی ایـستـد...
با سلامٍ دوست عزيز از شمامتشكريم كه از اين وبلاگ ديدن مي كنيد ، نظرات يامطالب ارزشمندتان را براي ما بفرستيد وباپيشنهادات خود مارا ياري كنيد. من سرباز جنگ سايبري هستم . باتشكر
جستجو
آخرین نظرات
پربازدید
موضوعات
le

ab