سخن امام خمینی (ره) درباره‌ی آخوندهای فاسد

سخن امام خمینی (ره) درباره‌ی آخوندهای فاسد

«خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آن‌قدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم‌تر است از آخوند فاسد […] آن‌قدر صدمه‌ای که اسلام از یک آخوند فاسد می‌خورد از محمدرضا نمی خورد. در روایات هست که آخوند فاسد و ملای فاسد در جهنم از بوی تعفنش اهل جهنم در عذاب هستند. در این دنیا هم از بوی تعفن بعض از آخوندهای فاسد، دنیا در عذاب است. ما طرفداری از عمامه نمی‌کنیم. ما طرفداری از اسلام می‌کنیم. این اسلام پیش شما باشد معظم هستید. پیش هرکس باشد معظم است.»

(صحیفه نور، ج10‌، ص 280-279)


موضوعات: آهنگ و موسيقي
   چهارشنبه 16 فروردین 1396
عروسک های محجبه

عروسک های محجبه

ادامه »


موضوعات: آهنگ و موسيقي
   چهارشنبه 4 اردیبهشت 13981 نظر »

مقرب ترین زن

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
روزی رسول خدا (ص) از اصحاب خود پرسید:
- در کدام لحظه، زن به خدا نزدیک تر است؟

ادامه »


موضوعات: آهنگ و موسيقي
   جمعه 17 اسفند 1397نظر دهید »

🔺 ‍ پنـد شیطان به حضرت موسی ✿•••شیطان به حضور حضرت موسی علیه السلام آمد و گفت: میخواهی تو را هزار و سه پند بیاموزم فرمود: آنچه که می دانی من بیشتر می دانم، نیازی به پند تو ندارم. جبرئیل امین، نازل شد و عرض کرد: یا موسی خداوند می فرماید: هزار پند او فریب است اما سه پند او را بشنو.

ادامه »

   یکشنبه 27 آبان 13971 نظر »
تصمیم گرفتم که برای آخرین بار از زیر قرآن ردش کنم...

همسر شهید صدرزاده :
همیشه به من میگفت از زیر قرآن ردش کنم
تصمیم گرفتم که برای آخرین بار از زیر قرآن ردش کنم…
وقتی تربت امام حسین ع را در قبر گذاشتن پرچم گنبد حضرت را روی مصطفی انداختن 🍃
قرآن را درآوردم و به عموی مصطفی که داخل قبر بود دادم…
گفتم این #قرآن را روی صورت مصطفی بگذارد و بردارند
به محض اینکه قرآن را روی صورت مصطفی گذاشتن شاید به اندازه دو یا سه دقیقه نشده که دهان و چشم مصطفی بسته شد… 😭
همانجا گفتم میخواستی در آخرین لحظه عند ربهم یرزقون بودنت را نشانم دهی و بگویی شهدا زنده هستن؟
همه اینها را میدانم من با تو زندگی میکنم مصطفی 🌺🍃

شهید مصطفے صدر زاده 🌹

کلیدواژه ها: سوره
   شنبه 12 آبان 13971 نظر »
فرشتگان ژولیده و غبارآلود

حضرت امام‌ صادق علیه‌السلام:

چهارهزار فرشته در اطراف
قبر حسین علیه‌السلام هستند,
که جملگى ژولیده و غبارآلودند
و تا روز قیامت بر آن جناب مى‌گریند.

رئیس ایشان فرشته‌اى است که به او
منصور گفته مى‌شود.
هیچ زائرى به زیارت آن حضرت نمى‌رود،
مگر آنکه این فرشتگان به استقبالش مى‌روند
و هیچ وداع‌کننده‌اى [با آن حضرت وداع نمی‌کند]
مگر آنکه این فرشتگان مشایعتش مى‌کنند
و مریض نمى‌شود مگر آنکه عیادتش می‌کنند
و نمى‌میرد مگر آنکه ایشان بر او
[و بر جنازه‌اش] نماز می‌خوانند
و پس از مرگش از خدا برای او
طلب آمرزش مى‌کنند.

📚 کامل‌الزیارات، ص١١٩

   پنجشنبه 10 آبان 1397نظر دهید »
خدمت جناب خدا !سلام علیکم،

💌#نامه_ای_به_خدا

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه، دانش اموزی در مدرسه ی مروی تهران بود و بسیار آدم فقیر و تنگدستی بود. یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد. این نامه هم اکنون در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان “نامه ای به خدا” نگهداری می شود. مضمون این نامه :
✨✨✨✨✨
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب خدا !
سلام علیکم،
اینجانب بنده ی شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده اید:
“و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها”
«هیچ موجود زنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.»
من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما روی زمین! در جای دیگر از قرآن فرموده اید:
“ان الله لا یخلف المیعاد”
مسلما خدا خلف وعده نمیکند.
بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم:
1-همسری زیبا و متدین
2-خانه ای وسیع
3-یک خادم
4-یک کالسکه و سورچی
5 -یک باغ
6-مقداری پول برای تجارت
7-لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید.
مدرسه مروی-حجره ی شماره ی 16- نظرعلی طالقانی
✨✨✨✨✨
نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ بعد با خودش میگوید، مسجد خانه ی خداست. پس بهتره بگذارمش توی مسجد. به مسجد بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) میرود و نامه را در پشت بام مسجد در جایی پنهان میکند و با خودش میگوید: حتما خدا پیداش میکند! او نامه را پنجشنبه در پشت بام مسجد میگذارد. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها عزم شکار میکند! کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته و از آنجا که(به قول پروین اعتصامی) “نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست” ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کند و نامه ی نظرعلی را از پشت بام روی پای ناصرالدین شاه می اندازد. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور میدهد که کاروان به کاخ برگردد. سپس یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا میخواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند دستور میدهد همه وزرایش جمع شوند و میگوید:
نامه ای که برای خدا نوشته بودید، ایشان به ما حواله فرمودند پس ما باید انجامش دهیم و دستور میدهد همه ی خواسته های نظرعلی توسط وزرا یک به یک اجراء شود.
♻ این نامه هم اکنون در موزه گلستان موجود است و نگهداری میشود.
🔵 این مطلب را میتوان درس واقعی #توکل نامید. یادمان باشد وقتی میخواهیم پیش خدا برویم فقط باید صفای دل داشته باشیم…همین و بس

http://shabpare.kowsarblog.ir

   شنبه 5 آبان 1397نظر دهید »
بگو:دوست ندارم.

چه زیباست همیشه حرف مثبت بزنیم

نگو:ببخشید که مزاحمتان شدم.
بگو:از اینکه وقتتان را در اختیار من گذاشتید متشکرم.

نگو:گرفتارم.
بگو:در فرصتی مناسب در کنار شما خواهم بود.

نگو:خدا بد نده.
بگو:خدا سلامتی بده.

نگو:قابل نداره.
بگو:هدیه ایست برای شما.

نگو:شکست خوردم.
بگو:تجربه کردم.

نگو:زشته.
بگو:قشنگ نیست.

نگو:بد نیستم.
بگو:عالیم.

نگو:خسته نباشی.
بگو:خدا قوت.

نگو:متنفرم.
بگو:دوست ندارم.

نگو:دشوار است.
بگو:آسان نیست.

نگو:جانم به لبم رسید.
بگو:خیلی راحت نبود.

نگو:به تو ربطی ندارد.
بگو:خودم حلش می کنم.

خوب سخن گفتن قلب ها را تسخیر می کند.

   شنبه 5 آبان 13971 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 39

Random photo
اکسیر احمر
با سلامٍ دوست عزيز از شمامتشكريم كه از اين وبلاگ ديدن مي كنيد ، نظرات يامطالب ارزشمندتان را براي ما بفرستيد وباپيشنهادات خود مارا ياري كنيد. من سرباز جنگ سايبري هستم . باتشكر
جستجو
آخرین نظرات
پربازدید
موضوعات
le

ab