تفكر يا تعبد ؟

تفكر يا تعبد ؟

✍ از علامہ شیخ انصاری پرسیدند:

چگونہ می شود
یک ساعت فکر کردن،
برتر از هفتاد سال عبادت باشد؟
فرمودند:
فکری مانند
فکر جناب حر در روز عاشورا…
/

علامات المؤمنین خمس

علامات المؤمنین خمس

قال العسکری علیه السلام: “علامات المؤمنین خمس : صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم."(1)

از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند:

علامات مؤمن پنج چیز است:
1- اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز.
2- زیارت اربعین.
3- انگشتر به دست راست کردن.
4- جبین را در سجده بر خاک گذاشتن.
5- در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
بحارالانوار،ج 98،(بیروت) ص 329/ المزار، شیخ مفید، ص 53

فرشتگان ژولیده و غبارآلود

فرشتگان ژولیده و غبارآلود

حضرت امام‌ صادق علیه‌السلام:

چهارهزار فرشته در اطراف
قبر حسین علیه‌السلام هستند,
که جملگى ژولیده و غبارآلودند
و تا روز قیامت بر آن جناب مى‌گریند.

رئیس ایشان فرشته‌اى است که به او
منصور گفته مى‌شود.
هیچ زائرى به زیارت آن حضرت نمى‌رود،
مگر آنکه این فرشتگان به استقبالش مى‌روند
و هیچ وداع‌کننده‌اى [با آن حضرت وداع نمی‌کند]
مگر آنکه این فرشتگان مشایعتش مى‌کنند
و مریض نمى‌شود مگر آنکه عیادتش می‌کنند
و نمى‌میرد مگر آنکه ایشان بر او
[و بر جنازه‌اش] نماز می‌خوانند
و پس از مرگش از خدا برای او
طلب آمرزش مى‌کنند.

📚 کامل‌الزیارات، ص١١٩

داستان ابلیس

داستان ابلیس

♥️✨گویند “حر بن یزید ریاحی”
اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که خونش را برای او داد.

“عمر سعد” هم اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد برای آنکه رهبرشان شود و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد!

کی می‌داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟

دنیا دار ابتلاست.
با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود،
چهره‌ای که گاهی خودمان را شگفت‌زده می‌کند.

چطور می‌شود در این دنیا بر کسی
خرده گرفت و خود را ندید؟

می‌گویند خداوند داستان ابلیس را تعریف کرد
تا بدانی که نمی‌شود به عبادتت،
به تقربت، به جایگاهت اطمینان کنی.

خدا هیچ تعهدی برای آنکه تو همان
که هستی بمانی، نداده است

شاید به همین دلیل است که سفارش شده،
وقتی حال خوبی داری و می‌خواهی دعا کنی،
یادت نرود “عافیت”
و “عاقبت به خیری‌ات” را بطلبی

👤 حاج محمد اسماعیل دولابی

☞❥‎‌‌‌‌ https://t.me/joinchat/AAAAAEcoPDsnOB2uIrPkMw

علی(ع) را نفروخت!

علی(ع) را نفروخت!

داستان صحابی که علی(ع) را نفروخت!!!
👈 روزی حضرت علی (ع) نزد اصحاب خود فرمودند:
من دلم خیلی بحال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور ؟
مولا فرمودند:
آن شبی که به دستور عثمان ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین فرمود:
شما دو توهین به من کردید; اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید’
و دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی علی عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند:
به خدایی که جان علی در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را به روی سربازان عثمانی محکم بست سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند.

بُرش‌هایی گزینش‌شده‌

بُرش‌هایی گزینش‌شده‌

فریب زندگی اسلایسی را نخوریم!

یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر می‌خواهید گاز بگیرید برید ته صف!

صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفته‌اند. چند نفر نوشته‌اند اصلاً من به عشق همین پاها میخوام بچه‌دار شم و…

مردی روی نوک کوهی ایستاده و دست‌هایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قله‌ها!

زنی در اینستاگرام عکسی از قرمه‌سبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمه‌سبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.

دهها نفر نوشته‌اند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما… حسودیم شد… خوش به حال جفت‌تون… دلم برای خودم سوخت و …

مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کرده‌اند که خوش به حالت و مبارکه و…

اینها همه بُرش‌هایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دست‌چین می‌کنیم و به‌واسطه‌ی شبکه‌های مجازی به دیگران اجازه می‌دهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت می‌کنند.

بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوست‌داشتنی غش و ضعف می‌روند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار می‌شود، زار می‌زند، نمی‌خوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر می‌خواهد، خواب را از آدم می‌گیرد و… بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمی‌خواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم می‌خواهد. می‌توانید؟

این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمه‌سبزی در فضای خانه می‌پیچد یا مرد می‌نشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمی‌شود بسیاری از همسران احساس ناکامی می‌کنند که پس چرا زن من قرمه‌سبزی نمی‌پزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمی‌بافه پس دوستم نداره!

مردی که خسته از جدال در یک زندگی بی‌رحمانه به خانه می‌آید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و … است دل و دماغی برایش نمی‌ماند که شب‌هنگام وقتی می‌رسد بنشیند به بافتن گیسو!

البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصله‌اش را نداشته‌ باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیده‌اید هم نشان خوشبختی تمام‌وقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دست‌چین‌شده از یک زندگی است. یک اسلایس!

فتح قله‌ها لذت‌بخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک‌ کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق‌ ریختن، زمین‌ خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و… آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!

مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه‌ خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را می‌دانستیم هرگز غبطه نمی‌خوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.

خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگی‌شان که دوست‌ دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگی‌شان فرض کنیم، دست به مقایسه‌اش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.

زندگی اسلایسی می‌تواند آفت آرامش‌مان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکس‌هایی که می‌بینیم و حرف‌هایی که می‌شنویم تنها بُرش‌هایی گزینش‌شده‌اند، نه تمام آن!

🎓 @payamnama_tv2

هر وقت...ولے اگر

هر وقت...ولے اگر

هر وقت…

هر وقت سیلے خوردی؛بگو : یازهرا

هر وقت دستت رابستند؛بگو : یاعلے

هر وقت بـــــے یاورشدی؛بگو : یا حسن

هر وقت آب خوردی؛بگو : یا حـسین

هر وقت شرمندہ شدی؛بگو: یاعباس

ولے اگر:

تشنـہ شدی،آب نـخوردی،بے یاورشدے

دستت رابستند ، سیلے خوردے ، شرمندہ شدی

بگو:

” امان از دل زینب “

شبهه : چرا رهبری مشکلات را حل نمی کنند؟

شبهه : چرا رهبری مشکلات را حل نمی کنند؟

پاسخ استاد پناهیان:

می گویند که اگر مقام معظم رهبری مشکلات را میدانند پس چرا آنها را حل نمی کنند؟ و اگرهم از مشکلات خبر ندارند این هم خیلی بد هست که رهبرمملکت مشکلات را ندانند.

این سوال این است که مگر ایشان قدرت تامّه ندارند؟ خب پس بیایند اصلاح کنند .

این سوال وقتی جواب داده نشود آدم ها خیلی راحت می توانند بگویند که رهبری اصلا شایستگی ندارند، دیگر از این بالاترنیست که آدم اینجوری این سوال رامورد ارزیابی قرار بدهد .

من به اندازه خودم سعی می کنم پاسخی برای این سوال به شما بدهم . یه شب رفته بودم منزل یکی از دوستان خودم که پسرایشان در فتنه سال(8۸ )در اثر بی اعتنایی زندان بان ها، فوت کرده بودند . صحبت دوستانه ای می کردیم ، به بنده گفتند خیلی از خبر گزاری های خارجی و داخلی آمدند و سعی کردند از ما علیه نظام مصاحبه ای بگیرند ، ما به هیچ عنوان این کار رو نکردیم .

مادر این پسر به من گفت مگر میشود در مملکت اسلامی مسئولینی باشند که به جان آدم ها بی اعتنایی کنند؟؟!

ما مقاومتمان را در مقابل دشمن کردیم ولی این رابرای خودمون چه جوری توجیه کنیم؟؟ به ایشان گفتم که بله تو مملکت اسلامی میشود همچین اتفاقاتی بیفتد.

گفتند : تو حکومت امیرالمومنین(ع)یک همچین اتفاقاتی افتاده است؟گفتم : از امیر المومنین(ع) بالاتر که پیغمبر اکرم(ص) هستند، تو جامعه پیغمبر اکرم(ص) هم اتفاق افتاده است.

برای شما مثال بزنم : پیامبر اکرم(ص) خالد بن ولید رو مامور کردند و گفتند شما برو به فلان دیار و اگر آنها مسلمان نبودند آنها را به اسلام دعوت کن و اگر جنگیدند با آنها بجنگ و اگر اسلام را قبول کردند برگرد و اگر هم مسلمان بودند که هیچ، زکات را از آنها بگیر وبیاور و سلام من را به ایشان برسان. خالد بن ولید که تازه مسلمان شده بود و از قبل هم کینه ای از آنها در دل داشت به آن منطقه رفت و دید آنها خیلی وقت است که مسلمانند و نماز می خوانند و مسجد دارند ، باید زکات را می گرفت و برمی گشت اما به یاد کینه خود افتاد ، یه بهونه ای درست کرد ویک جنگی راه انداخت . حدود 30 نفر آدم کشت . چه فاجعه ای از این بالاتر که کسی از طرف رسول خدا مسلمان های مظلوم را می کشد ؟ ما اگر بودیم حتما بیانیه صادرمی کردیم که یارسول الله (ص) این چه طرز حکومت هست؟! و عمال تو چه کار کرده اند ؟

مادر این جوان کشته شده پرسید: واقعا ؟! پیامبر چه کار کرد؟

گفتم : پیغمبر اکرم خالد بن ولید رو اعدام نکرد چون خیلی از احکام اسلامی رو نمیشه اجرا کرد، موقعیتش نیست. رسول اکرم(ص) دستهای خود رابالا برد و بلند در حضور مردم فرمود : خدایا تو شاهدی، من از کار خالد بیزارم و بعد صدا زد علی(ع) جانم تو برو وجبران کن تا جایی که می شود، حتی اگر ظرف خوراکی سگ آنها هم شکسته آن را هم جبران کن.

مادر آن جوان گفت: چرا پیغمبراز ابتدا خالد رو فرستاد؟اینجا یه بحث بسیار علمی دقیق هست که مطرح میشود.

و آن اینکه یک پیامبر یک امام ، زیاد نمیتواند از حد مردم خودش جلوتر برود مسئولینی که بین مردم میگذارد یک کسانی هستند در حد خود مردم، اتفاقا تو جامعه ما که خیلی از این مسئولین رو مردم انتخاب می کنند.

امام تا دقیقه نود از بنی صدر دفاع کرد، اصلا دیگر اسنادش در آمده بود که بنی صدر جزء حقوق بگیرای سازمان سیا است.

ولی امام فرمود: ” مردم انتخاب کردند مردم باید ببینند چی انتخاب کردند !!!!”درسته زمان پیغمبر انتخابات نبود ولی خالد بن ولید یکی از افراد برجسته جامعه بود.

چه مصالحی دست یک امام یا پیغمبر معصوم رو می بندد حالا ما غیر معصومش رو کار نداریم، بله غیر معصوم ممکنه اشتباه بکنه.

آن کسی که معصوم هست آیا همچین اتفاقاتی تو حکومتش نیافتاده؟!صرف اینکه این اتفاقات در حکومتی بیافتد آن حکومت باطله؟!! ممکن هست دلایلی داشته باشد.

آیا می گوییددر یک حکومت دینی نباید مسئول ضعیف منصوب بشود ؟ اگه این را می گویید پس پیغمبر رو چه می گویید؟ پس علی بن ابی طالب(ع) رو چه می گویید؟مومنین وقتی که رفتار غلطی دارند ، یا ضعیف هستند ، یا بد. برخورد ما با منافقین و مومنین ضعیف چگونه باید باشد؟

یکی از اعتراضات خوارج به حضرت علی (ع) این بود که این اشعث در کنار شما چه کار می کنند. اشعث کسی بود که دخترش امام حسن (ع) را کشت و ابن ابی الحدید می گفت: هر فتنه ای که در حکومت علی (ع) رخ می داد دلیلش اشعث بود، همچنین آخرین کسی بود که حضرت را وادار کرد به مصالحه با معاویه در حالی که اگر یکی دو روز دیگر اگر می جنگیدند به نتیجه می رسیدند. پس خوارج راست می گفتند. پس چرا حضرت علی (ع) نمی پذیرفت؟جز مصلحت هایی که رهبری یک جامعه در تحمل آدمهای بد دارد ، یک مسئله دیگر هم هست ، این که برخورد با مومنین ضعیف ومنافق در ابتدا مداراست . برخورد با عطوفت و مهربانی است حتی با منافقین.

پیامبر اکرم(ص) مهربانانه برخورد می کردند. برخورد مهربانانه همراه با “اشاره به مردم” ، مردم باید با اشاره مطلب را بگیرند، هیچ وقت پیامبر و امام علی (ع) صریح با مردم صحبت نکردند. چرا ائمه هدی مثل امیرالمومنین (ع) با اشاره با مردم حرف ی زدند؟! امیرالمومنین (ع) فرمود پای رکاب من منافق هست ، بروید و بشناسید. خب چرا توضیح نمی دهند که این منافق اشعث هست و بگیرند و او را اعدام کنند.

چرا با اشاره صحبت می کنند؟ و صریحا دستور نمی دهند؟این اشاره یعنی احترام به مردم و مردم باید رشد کنند. هیچ وقت بنا نیست گروهی از آدم های خوب بیایند و مردم را اداره کنند . خیلی از مردم ما این را می خواهند که رهبری خودش گروهی از بهترین ها را جدا کند و با آن ها مملکت را اداره کند و مشکلات را حل کنند. پیامبراکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) هم این کار را نکردند . فلسفه هدایت بشر این است که شما به مردم اجازه دهید که درک خودشان را نشان دهند .

اگر مردم درک خود را نشان ندادند چه می شود؟ پاسخ این است که امام حسین (ع) به گودی قتلگاه می رود. همین است که پیامبر اکرم (ص) مظلوم واقع می شود به طوری که می فرمایند هیچ کس به اندازه من اذیت نشد. امیرالمومنین (ع)مظلوم واقع می شوند. حقیقت این است که اولیای خدا نمی خواهند به جای مردم باشند و عمل کنند.

بخشی از مشکلات ما این است که مردم رشد کافی ندارند و بخشی مربوط به این است که برخی از مسئولین ، اول خوبند ولی بعدا بد می شوند . رهبری یا امام نمی تواند آدم بدها را قلع و قمع کند.اگرحضرت امام بنی صدر را زود قلع و قمع می کرد ، هیچکس نمی توانست در تاریخ به قانونمند بودن این کشور احترام بگذارد. و می گفتند اینها هرکس را که مطابق سلیقه شان نیست از دم تیغ می گذرانند، خیلی ها انتظار داشتند که رهبری خلاف قانون عمل کند و انتخابات (88) را باطل کند. آقا می فرمود چه دلیل قانونی ای وجود دارد ما این کار را کنیم. امام هم همین کار را کرد .بنی صدر طرفدار داشت و اگر طرفداران خود را به خیابان می آورد طرفداران او 80 در صد بودند و طرفداران حزب الله 20 درصد. اگر اینها به خیابان می آمدند. تا مجلس شورای اسلامی کاری می کرد او قتل ها و شورش ها را انجام داده بودو داشت از کشور خارج می شد. امام بنی صدر را طبق قانو ن عزل کردند.

نگه داشتن بنی صدر توسط امام، باعث بالا رفتن هوش مردم شد و آن ها رشد کردند، در حالیکه امام با اشاره قبلا از بنی صدر حرف زده بود و مردم باید می گرفتند ( اصلا به او رای نمی دادند). مملکتی که توسط یک روحانی شاگرد ائمه(ع) می خواهد هدایت شود باید به همان شیوه آن ها عمل کند با زبان اشاره ، سعه صدر و تسامح .

پس چطور باید جلوی آدم های بد را گرفت ؟ از طریق کودتا؟؟!! نه از طریق هوشیاری مردم . لذا آقا (امام خامنه ای مد ظله العالی) به هوشیاری و بصیرت بسیار توجه دادند. در جواب آن جوانی که منتقد صدا و سیما بود ، باید بگویم درست هست که صدا و سیما را رهبری گذاشته ، امیرالمومنین و پیامبر هم خیلی ها را گذاشتند که رفتارهای بدی داشتند اما خودشان انتظار داشتند مردم جلوی آنها را بگیرند

. اگر رییس صدا و سیما آدم خوبی هم باشد مگر او میتواند فیلم بسازد؟ فیلم را فیلم نامه نویس می نویسد ما چند تا فیلم نامه نویس داریم که عمیقا مسایل دینی را بفهمند و قدرت این را داشته باشند آنها را به یک مجموعه خوب تبدیل کنند ؟ آقا که خود ش نمی تواند فیلمنامه بنویسد .انتصاب بدون متخصص ممکن نیست .

انشاالله این متخصص خوب را شما بسازید و به امام جامعه کمک کنید که بتواند مشکلات را حل کند.باید اشاره ها را از امام گرفت ، اما بعضی فکر می کنند همه چیز هلو بپر تو گلوست ! در حالیکه در زمان امام عصر (عج)هم ، چنین نیست. فکر می کنند ایشان 313 فرشته آسمانی می آورند و ظهور می کنند!!!! اگر این طور بود که تا الان ایشان می آمدند.

یه وقت نگین دروغه

یه وقت نگین دروغه

آی دونه دونه دونه نون و پنیر و پونه قصه بگم براتون؟ قصه ای عاشقونه؟

یه وقت نگین دروغه یه وقت نگین که وهمه اون که قبول نداره نمی تونه بفهمه

بریم به اون فصلی که اوج گرمی ساله ماجرای قصه مون داخل یک کاناله

کانالی که تو این دشت مثل قلب زمینه دور و بر این کانال پر از میدون مینه

یک کانال که تو این دشت مثل قلب زمینه دور و بر این کانال ببین چه دلنشینه

اون یکی پا نداره روی زمین افتاده اون یکی رو ببینین چقدر قشنگ جون داده

رنگ و روی اون یکی از تشنگی پریده همون که روی پاهاش سر دو تا شهیده

اونجا که نوزده نفر کنار هم خوابیدن ببین چقدر قشنگن تمامشون شهیدن

شاعر : ابوالفضل سپهر

موقعیت مکانی

موقعیت مکانی

برای دیدن موقعیت مکانی حوزه می توانید بعد از کلیک روی لینک زیر و انتخاب استان و شهر یزد محل مدرسمون را توی نقشه ببینید.

http://www.whc.ir/maps

منتظر حضور سبزتان هستیم.

لا اقل کمربند دشمن را نبندید؛

لا اقل کمربند دشمن را نبندید؛

در جاده انقلاب روی یکی از تابلوها نوشته بود:
جاده لغزنده است؛ دشمنان مشغول کارند؛ با احتیاط برانید؛
دیر رسیدن به پست و مقام بهتر است از هرگز نرسیدن به امام؛
حداکثر سرعت مجاز سرعت حرکت ولی فقیه است؛
لا اقل کمربند دشمن را نبندید؛
با دنده لج حرکت نکنید؛
با وضو وارد شوید: این جاده مطهر به خون شهداست…
ممنون از لطفتون.
[گل] اللّهم عجّل لولیک الفرج [گل]

گناهی نشد که من انجام ندم

گناهی نشد که من انجام ندم

حتما بخونید خیلی عالی 👇👇👇💐

یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهران…
چون بابا نداشت خیلی بد #تربیت شده بود
خودش میگفت:

گناهی نشد که من انجام ندم! 😔😭

تا اینکه یه نوار #روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها زیر و روش کرد…☺️ 🍃
.
بلند شد اومد جبهه! 👉
یه روز به فرماندمون گفت من از بچگی حرم امام رضا (علیه السلام) نرفتم…

می ترسم #شهید بشم و #حرم آقا رو نبینم! 😔😭
یک 48 ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا زیارت کنم و برگردم…

اجازه گرفت و رفت مشهد؛
دو ساعت توی حرم #زیارت کرد و برگشت جبهه!
.
توی وصیت نامه اش نوشته بود : 😔👇👇👇
در راه برگشت از حرم امام رضا توی ماشین خواب #حضرت رو دیدم…
آقا بهم فرمود حمید!

اگر همین طور ادامه بدی؛
#خودم میام می برمت… 😍 ❤️
.
یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود!
نیمه شبا تا #سحر میخوابید داخل قبر گریه میکرد 😭

میگفت یا امام رضا #منتظر وعده ام…
🌷#آقاجان_چشم_به_راهم_نزار 🌷

👇👇👇
توی وصیت نامه #ساعت شهادت، #روز شهادت و #مکان شهادتش رو هم نوشته بود!!
#شهید که شد دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز، ساعت و مکانی شهید شد!
که تو وصیت نامه اش نوشته بود…

#شهید #حمید_محمودی

درختان باغ سرمازده

درختان باغ سرمازده

مادرم در سن 71 سالگی عاشق شد …

در سن 71 سالگی عاشق جوانکی سی و چند ساله شد.
یک روز همه فرزندانش را دعوت کرد و بعد از کلی افاضات و صغری و کبری چیدن گفت که عاشق شده، عاشق جوانکی سی و چند ساله. هر چهار عروسش تا شنیدند بلند شدند و کف زنان و سوت زنان و قهقهه زنان رفتند سمتش و بوسیدندش و تبریک گفتند. برادرم نگاهم کرد. آن یکی برادرم نگاهم کرد. خواهرم نگاهم کرد. آن یکی خواهرم نگاهم کرد. و من همه را نگاه کردم و رفتم در فکر مادر هفتاد و یک ساله تازه عاشق شده ام. تصورش را کردم که مادرم دست در دست جوانک سی و چند ساله بروند کافی شاپ و کاپوچینویی سفارش بدهند و جوانک بسته ای کادوپیچ شده از جیبش در بیاورد و بگیرد سمت مادرم و بگوید تقدیم به عشق محبوبم و مادرم بگیرد و با شور و شوق بازش کند و ببیند که هدیه جوانک سی و چند ساله از این عروسک های موزیکال سرامیکی زلف افشان است که عروسک با لباس پرچین بلند دور خودش آهسته می رقصد و مادرم چشمانش پر از اشک شادی شود و جعبه را ببندد و بگذارد روی قلبش و به جوانک بگوید ممنونم عشق محبوبم.

من غرق این افکار شدم در میانه بهت چهار خواهر و برادر دیگرم. نه زبان نرم و نه زبان تلخ و تند ما حریف خواسته مادر هفتاد و یک ساله ام نشد و عشق شان به ازدواج کشید. برادر بزرگم همه دارایی اش را فروخت و از شهرمان رفت. خواهر کوچکم را دامادمان طلاق داد که مادرت زنی هرزه ست و من با هرزه زاده زیر یک سقف زندگی نمیکنم. اما مادرم بهایی نداد به هیچ کدام از این ها و خوب و خوش بود با شوهرش. من گوشه گیر شدم و از کلمه مادر ترس داشتم و خوف و بیم و هراس. آن یکی برادرم موهایش یک شبه سفید شد و فقط من بودم که گاهی میرفتم سری به مادرم میزدم.
پدرخوانده ام ده سال از من کم سن تر بود. و چه دردناک بود که پسری از پدر یا ناپدری اش بزرگتر باشد اما عاشق هم بودند. مادرم را تر و خشک میکرد و نازش را با هزار قلم و رقم می کشید. اما من همیشه دلتنگ بودم چه پیش مادرم چه دور از او …

شبی باغبان باغ پدر اصلی مان دو جعبه سیب آورد و گفت که امسال همه درختان باغ سرمازده شده اند و محصولی نبوده غیر این و من فردا عصرش یک جعبه سیب باغ پدر اصلی مان را برداشتم و بردم در خانه مادرم و حرف باغبان را برایش تکرار کردم …
حالا که دارم اینها را می نویسم چند سالی گذشته از فوت مادرم از پدرخوانده ام خبری ندارم برادرم هنوزروی برگشتن به شهرمان را ندارد و خواهرکم هنوز در بیم و امید برگشتن به خانه شوهر سابق اش اما یک چیز را خیلی خوب فهمیدم. چه در مردها و چه در زنها چه در پیرمردها و چه در پیرزن ها عاشقی نکردن برای انسان خطرناک است مثل عقده و غده روزی سر باز میکند و میترکد مادرم معشوقه خوب و زیبایی بود اما پدرم بلد نبود عاشقی کند. مادر مرحومم میگفت پدرت حتی یکبار یک سیب از هزاران سیب باغش را جلویم نگرفت و حتی یکبار به من نگفت خانم و حتی یکبار به رویم نخندید حالا که دور شده ام از آن سالها به عاشق شدن مادرم حق میدهم …

کاری ندارم کجایی چه میکنی، اما بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود …