گرفت تخت خوابید .

گرفت تخت خوابید .

.
.
اپیزود 1)
.
مادرش بیمارستان بود
اون لحظات سخت ؛به خدا و اهل بیت و #قرآن متوسل شده بود
یه روز که خیلی حالش بد بود،دلش شکست… و داشت قرآن می خوند 30 تا قرآن به همراه #شله_زرد روز عاشورا نذر کرد…
.
به حول و قوه الهی مادر شفا گرفت…
الحمدلله
الهی که درد و بلای مادر به قلبش باشه…❤️
.
.
.
اپیزود 2)
.
اول محرم بود
همه دوستاش رفتن #کربلا
موقع خداحافظی با یکی از دوستاش نذر کرد…شله زرد روز عاشورا 😉
.
الحمدلله اربعین راهی سفر شد… ❤️
خدایا شکرت
.
.
.
اپیزود 3)
.
دهه ی کرامت بود
واسطه شد و همه دوست و آشنا ها رو راهی مشهد کرد ،اسباب سفر رو برای بقیه آماده کرد …
اما خودش…
دلش شکست…
نذر کرد… بازم شله زرد روز عاشورا 😁
.
شکرخدای مهربون که خادمی آقا قبول شد ❤️
.
.
.
اپیزود 4)
خسته و کوفته از کلاس برگشت و گرفت تخت خوابید …
خواب دید داره شله زرد می خوره هههه
پاشد برای خودش درست کرد
زد گاز رو ترکوند 😂
.
مامانش اومد ،تست کرد دید خوشمزه شده دیگه بِش فُحش نداد عهههه 😂😂😀 یا خدااااااااااا 😆 ❤️
.
تا این حد شکمو بودن خوب نیست 😂😝 اییییی 😝😝😝
.
.
.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.