موضوع: "سند 2030"

ناموس خدا

ناموس خدا
ای دختر عقل و خواهر دین وی گوهر درج عزّ و تمکین
عصمت شده پای بند مویت ای علم و عمل مقیم کویت
ای میوه شاخسار توحید همشیره ماه و دخت خورشید
وی گوهر تاج آدمیّت فرخنده نگین خاتمیّت
شیطان به خطاب «قُمْ» براندند پس تخت تو را به قم نشاندند
کاین خانه بهشت و جای حوّاست ناموس خدای جایش اینجاست
اندر حرم تو عقل مات است زین خاک که چشمه حیات است
جسمی که در این زمین نهان است جانی است که در تن جهان است
این ماه منیر و مِهر تابان عکسی بود از قم و خراسان
ایران شده نوربخش ارواح مشکاة صفت به این دو مصباح
از این دو حرم دلا چه پرسی حق داند و وصف عرش و کرسی
هر کس به درت بیک امیدی است محتاج تر از همه «وحیدی» است

(آیه الله العظمی وحیدی خراسانی)
ولادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)مبارک باد

برای آسان شدن ازدواج

پیرو رهبر:
@ganjinehasrar

✅برای آسان شدن ازدواج

📌برای زیاد شدن خواستگار یا پیدا شدن زوج مناسب ، این آیه را روزی110مرتبه تا یک هفته بخوانید:

‹یا جامِعَ الناس لِیَومٍ لارَیبَ فیه اِنَ اللهَ لایُخلِفُ المیعاد اِجمَع بَینی وبَینَ زوجِ المومِن› اگرمیخواهید زن بگیرید به جای مومن بگویید( مومنة)

📌توسل به حضرت جوادالائمه (ع)
بسیار دیده و شنیده شد که افراد برای امور مادی، مانند خرید خانه و ماشین و رزق و ازدواج، از آیت الله کشمیری راهنمایی می خواستند . آن بزرگوار می فرمود:
«سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد (ع) تقدیم کنید، حاجت شما را خواهند داد . گاه امر می کرد صلوات برای حضرتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرب می دانست .»

📌برای راضی شدن خانواده برای ازدواج :
روزی108مرتبه (یا آخر ) بگویید به نیت اینکه خانواده طرف یا خودتان راضی به ازدواج شوند.
ذکر الصمد هم زیاد تکرار کنید

📌روایت از امام صادق ع:
«هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمی دهند

سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان می کند .

📌 گاهی خواستگار زنان بسیار کم می شود برای دفع این مشکل سوره احزاب را بر کاغذ نوشته در قوطی قرار داده و در منزل بگذارند ، خواستگاران فراوان خواهند شد.

📌از آیت الله بهجت جهت گشایش بخت دختران دستوری خواستند. در جواب فرمودند: ⚜آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»⚜ (سوره فرقان آیه 74) را زیاد بخوانند.

📌برای ازدواج جوانان:
360 مرتبه یا رئوفُ و یا رحیم

دیکته ی سال 1396

🌀 دیکته ی سال 1396

سر سطر بنویس……….؟؟؟

جوانها بیکار…!!
دختران سرگردان…..!!
مادران دق مرگ…….!!
پدران برای نان………!!

بنویس………..؟؟؟
بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد…!
بابا سهمی برای استخدام ندارد…!

بنویس………..؟؟؟
آن بچه سرطان دارد…!
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،
خانه ی آنها پایین شهر است ،
اشک چشمهای مادرش مروارید دارد…!

بنویس………..؟؟
تلاش ما بی ثمر است…!
صاحب خانه بابا را جواب کرد…!
حاجی برای چندمین بار به حج میرود ، اما…!؟
بابای من پول قبض آب و برق را ندارد…!

بنویس………..؟؟؟
نماز قضا دارد… اما سفره ما غذا ندارد…!

بنویس………..؟؟
اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما…
سقف خانه ما چکّه میکند….!

بنویس………..؟؟؟
پسر همسایه ی ما از گرسنگی “مُرد” …!
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند…!

بنویس………؟؟؟؟
همسایه های بغلی ما هر شب بساط کباب دارند!!!
صدای قوطی های خالی نوشابه هایشان چقدر آهنگ زیبائی دارد!!!
امّا ما با بوی کباب آنها !!!!و ضرب یک لیوان آب وِلَرم، نان را پائین می فرستیم!!!!

بنویس………..؟؟؟
در سرزمین من همه…
یا سنگ میفروشند…!
یا سنگ میزنند…!
یا سنگ می اندازند…!
یا سنگ دل اند…!

بنویس………..؟؟
مادران داغ دارن!
پدران بیمار!

بنویس………..!!
پدر “60″ ساله ام که در 30سالگی فرماندهی یگانی عملیاتی در فکّه را بعهده داشت،اینک نگهبان ویلای آقازاده “20″ ساله شده است،
جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !
دختر هایمان از نداری که نه، از فقر چندگانگی فرهنگی خود را آلوده ی هوس نامردان می کنند!

بنویس………..؟؟
در سرزمین من اگر از حق مشروع خود دفاع کنی یا له می شوی و یا ……. !
آنها که روزی برای اعتلای این کشور دفاع کردند
و شهید دادند
و مجروح شدند
سخت متّهم هستند…

بنویس………..؟؟
زندگیمان چه سخت، چه آسان، ولی به اجبار می گذرد!
@moallemshad
بنویس………..؟؟؟؟؟
همه چیز رنگ باخته است!!!
حتّیٰ وجدان ها!!!!
ما را متّهم میکنند!!!
که چرا جنگیدید!!!
اصلا بما چه که شما جنگیدید!!!!
دشمن که دوست ما بود!!!

بنویس…………؟؟؟؟؟؟
جنگ امروز در راهروی ادارات و گاوصندوق های خالی بیت المال!!!!
جنگ در ریش های باب شده!!!،
تسبیح ها مرسوم شده!!!!،
انگشتری های به یغما رفته!!!!
و یقّه های بسته شده است.
اصلٱ امروز قحطی دکمه!!!! است!!!!

بنویس………؟؟؟؟؟
پدر جانبازم پول دارو ندارد
تا درمان شود!!!!

و او!!!!
برای رفع سرماخوردگی !!!!
با هواپیمایش!!!!
به اروپا میرود!!!!!!

بنویس…………؟؟؟؟؟

نه…….!!!! ننویس!!!!!!

برگه ها بالا……….!!!!

بصیرت سواد نیست، بینش است...

بصیرت سواد نیست، بینش است…

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی ممکن است همسرِ پیامبر، در برابرِ راهِ پیامبر ایستاده باشد؛

بصیرت،
یعنی اینکه نگاهت به “شخصیت” ها نباشد بلکه همواره به “شاخص"ها چشم بدوزی؛

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی حتی مسجد، می تواند “مسجد ضِرار"باشد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را خراب کند و به زباله دانیِ شهر تبدیل نماید؛

بصیرت،
یعنی اینکه قرآنِ روی نیزه تو را از قرآنِ ناطق، منحرف نکند؛

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی جانباز صفین می تواند قاتل حسین(علیه السلام) در کربلا باشد؛

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه نمی توانی آغازگر باشی اما تا ضربه نهایی، نباید از پا بنشینی؛

بصیرت،
یعنی اینکه نگذاری فتنه گران, شیرت را بدوشند یا بر پشتت سوار شوند؛

بصیرت،
یعنی اینکه ” مالک اشتر” ها را به تندروی و “ابوموسی اشعری” ها را به اعتدال نشناسی؛

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی “معاویه” ها به سست عنصرهای سپاهِ علی(علیه السلام) دل بسته اند؛

بصیرت،
یعنی اینکه بدانی تاریخ تکرار می شود،
نه با جزئیاتش بلکه با خطوط کلی اش؛

مسجد ضرارها،
قرآن بر نیزه کردن ها،
حکمیت ها،
خشک مغزی ها،
و…

پس انتخاب با خودمان است که اهل بینش باشیم یا اهل سواد؟
اهل خواندن باشیم یا اهل فهمیدن؟
جزئیات تاریخ را بخوانیم یا خطوط کلّی آنرا بدانیم؟

تربیت فرزند

تربیت فرزند

تربیت دینی کودکان اهمیت خاصی در نظام آموزشی و تربیتی اسلام دارد

تمدنمان را به عنوان سوغات می بردند .

تمدنمان را به عنوان سوغات می بردند .

یامهدی ادرکنی…
یک توریست فرانسوی که در اصفهان میدان امام برای دخترش چادر خریده است .
کاش مردم جهان هم به جای گز و سوهان و پشمک … تمدنمان را به عنوان سوغات می بردند .

تو بندگى کن همه چیز مال تو

تو بندگى کن همه چیز مال تو

بہ خداگفتم:
بیا جهان را قسمت ڪنیم
آسمان مال من
ابرهایش مال تو!
دریا مال من
موج هایش مال تو
ماہ مال من
خورشید مال تو
خدا خندہ اے ڪردوگفت
تو بندگى کن
همه چیز مال تو
حتى من…

فرزندم در این سن کم از دنیا رفت

فرزندم در این سن کم از دنیا رفت

یامهدی ادرکنی…
🌸🌸خیلی قشنگه حتما بخونید🌸🌸 روزی حضرت داوود (ع) ازیک آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان ، نالان و گریان…
پرسید: مادر چرا گریه میکنی؟؟
پیرزن گفت: فرزندم در این سن کم از دنیا رفت… داوود گفت: مگر چند سال عمر کرد؟؟
پیرزن جواب داد: 350 سال.
داوود گفت: ناراحت نباش مادر… پیرزن گفت:چرا؟؟
پیامبر فرمود: بعداز ما گروهی به دنیا می آیند که بیش از صدسال عمر نمی کنند…
پیرزن حالش دگرگون شد و پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند؟؟آیا وقت خانه درست کردن دارند؟؟
پیامبر فرمود: بله آنها دراین فرصت کم با هم در خانه سازی رقابت میکنند..
پیرزن تعجب کرد و گفت : اگر جای آنها بودم،تمام صد سال را به خوشی و خوش حال کردن دیگران میپرداختم… 🌹🌹🌹
برچرخ فلک مناز که کمر شکن است…🍃
بررنگ لباس مناز که آخر کفن است…🍃
مغرور مشو که زندگی چند روز است…🍃
در زیر زمین شاه و گدا یک رقم است…🍃

گل رز سبز

گل رز سبز

گل رز سبز دیده بودین تا حالا؟!

پشت عبای حضرت محمد(ص) پر از مار و عقرب بودو

پشت عبای حضرت محمد(ص) پر از مار و عقرب بودو

زنی بود که مهمان دوست نداشت…!!

روزی همسر او به نزد حضرت محمد(صل الله علیه و آله وسلم)میرود و بازگو میکند که همسر من مهمان دوست ندارد…!!!

حضرت محمد به مرد میگوید:

برو و به همسرت بگو من فردا مهمان شما هستم…

فردای آنرور حضرت محمد مهمان آن زن و مرد میشود…

هنگام رفتن از آن خانه زن میبیند که پشت عبای حضرت محمد(ص) پر از مار و عقرب است.

زن فریاد میزند یا محمد(ص)

عبای خود را بیرون بیاورید…

حضرت محمد(ص)* می فرمایند “…

اینها قضا و بلای خانه شما است که من می برم…

پس مهمان حبیب خداست و از روزی اهل خانه کم نمیشود و قضا و بلای اهل خانه را با خود می برد…

هنوز هم دیروز ها بهترند.

هنوز هم دیروز ها بهترند.

سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم
ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند…

اولین شانس را دریاب

اولین شانس را دریاب

[

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.»

مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد. جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.»

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت!

زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

سروش

1 3 4

  • سخنان بزرگان

  • سايبري

  • کاربران آنلاین

    • گل نرگس
    • متین
    • رحیمی
    • پریساعسکری
    • طالب
    • وجیهه السادات بدری
    • مفرد مونث غایب
    • پشتیبانی کوثر بلاگ
    • نیلوفر
    • پریساعسکری
    • somayye java
    • سراج
    • moshaver payannameh
  • حباب

    کد حباب و قلب
    کد حباب و قلب
  • ك

  • گ

  • پ

  • http://blog69.kowsarblog.ir/

  • ف

  •  
    چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟