موضوع: "سبک زندگی اسلامی"

زن وخانواده

🌱خوشبختی خانه ، در خدا پرستی است.
🌱 عزت خانه ، در دوستی است.
🌱 ثروت خانه ، در شادی است.
🌱 زیبایی خانه ، در پاکیزگی است.
🌱 پاکی خانه ، در تقوا است.
🌱 نیاز خانه ، در معنویات است.
🌱 استحکام خانه ، در تربیت است.
🌱گرمی خانه ، در محبت است.
🌱 صفای خانه ، درمحبت است.
🌱پیشرفت خانه ، در قناعت است.
🌱لذت خانه ، در سازگاری است.
🌱سعادت خانه ، در امنیت است.
🌱روشنایی خانه ، در آرامش است.
🌱رفاه خانه ، در حرمت و تفاهم است.
🌱ارزش خانه ، در اعتماد و اطمینان است.
🌱سلامتی خانه ، در نظافت و پاکیزگی است.
🌱صفت خانه ، در انصاف و گذشت است.
🌱شرافت خانه ، در لقمه حلال است.
🌱زینت خانه ، در ساده بودن است.
🌱آسایش خانه ، در انجام وظیفه است.

قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا
اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود
پس کیسه ی شرارتش را گشود
و محکم ترین ریسمانش را به در کشید
ریسمان نا امیدی را دور زندگی دختر پیچید،
دور قلب و استواری و دعاهایش
نا امیدی پیله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی
خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند ،
اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد
دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود
و می گفت : نه باز نمی شود ، هیچ وقت باز نمی شود
شیطان می خندید ودور کلاف نا امیدی می چرخید
شیطان بود که می گفت : نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند
پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد
که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پیله ای
اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید ،
پس انسان نیز می تواند
خدا گفت : نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را…
دختر نخستین گره را باز کرد
و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی
هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد ،
شیطان مدت ها بود که گریخته بود

فرهنگ های بی فرهنگ!
این داستان واقعی را یکی از دوستان خانوادگیمان که یک پزشک است برایمان تعریف کرد :

در بیمارستان ما خانم دکتری هست که پنج فرزند دارد.وقتی برای اولین بار این مساله را با دکترها و پرستارهای بیمارستان مطرح کرد ،همه پچ پچ کنان و زیر لب گفتند :وا چه خبره ،دکترم اینقدر بی فرهنگ،جوجه کشی باز کرده ،چه حوصله ای داره و…

حرف و حدیث ها که به گوش خانم دکتر رسید گفت:در یک همایش علمی در خارج از کشور وقتی پشت تریبون رفتم تا مقاله علمی ام را ارائه دهم رو به حضار گفتم :من با وجود پنج فرزنداین مقاله را تنظیم کرده ام.تمامی حضار روی پا ایستادند و به مدت طولانی برایم کف زدند!
صلوات

1485281178aaamaster.jpg

1485281178708974_974gihk5.gif

بصیرت در جنگ نرم

 

 بصیرت در جنگ نرم

1484428731k_pic_fd6c6699-0108-40b5-9ed9-2f45aa6e0446.jpg

حدیث درمورد عقل

حدیث درمورد عقل

 

 امام رضا(ع)

 

 

دوست هر مردی عقل اوست ودشمنش جهل خود اوست .

(  اصول کافی (6 جلدی)صفحه34)