تفكر يا تعبد ؟

✍ از علامہ شیخ انصاری پرسیدند:

چگونہ می شودیک ساعت فکر کردن،برتر از هفتاد سال عبادت باشد؟
فرمودند:فکری مانندفکر جناب حر در روز عاشورا…


موضوعات: بازی و سرگرمی
   شنبه 31 شهریور 1397نظر دهید »
بدن انسان در قبر نمی پوسد

🌹 مقید باشید جمعه ها غسل کنید 🌹

💭 یکی از غسل های مستحبی غسل جمعه است. حتما مقید باشید جمعه ها به حمام رفته و غسل جمعه بکنید. حالا اگر به خاطر غسل جنابت به حمام می روید، نیت غسل جمعه را هم در آن داخل بکنید و حتی نیت غسل توبه و غسل نشاط را هم در آن داخل کنید و یک باره غسل کنید.

💭 یکی از آثار غسل جمعه این است که بدن انسان در قبر نمی پوسد. شیخ صدوق رحمةاللهُ که مزار ایشان در ابن بابویه می باشد، یکی از کسانی بود که غسل جمعه را واجب می دانست. البته در زمان ما اکثر مراجع مستحب می دانند، ولی ایشان واجب می دانست.

“از بیانات ارزشمند آیت الله مجتهدی (ره)”

کلیدواژه ها: غسل

موضوعات: بازی و سرگرمی
   جمعه 13 مهر 1397نظر دهید »
«بوقلمون ها را نخورید»

روش های ترویج کتابخوانی

معرفی کتاب و ایجاد انگیزه ی خواندن
نخست کتاب را پیش چشم کودکان قرار دهید. برای این که مشتاق خواندن آن شوند، می توانید قسمتی از کتاب برگزیده ی خود را که سرگرم کننده تر و هیجان انگیزتر است، برای شان بخوانید. هنگام خواندن، ‌لحن، آهنگ بیان و حالت چهره تان را با متن هماهنگ کنید. گاهی به جای خواندن بخشی از کتاب، می توانید با معرفی نویسنده ی آن، برای خواندن انگیزه ایجاد کنید به این شرط که در زندگی و شخصیت نویسنده نکات جالبی وجود داشته باشد.
گاهی می توانید کتاب را با موضوع آن معرفی کنید، به عنوان مثال پشت کتاب «بوقلمون ها را نخورید» جمله ای آمده است که همه ی نوجوانان را مشتاق خواندن آن می کند: «کسی نمی داند بچه هایی که از دست پدر و مادرهایشان ذله شده اند چه می گویند». ماریون نام دختری است که دغدغه ها و روابط او با پدر و مادر و اطرافیانش در این کتاب به تصویر کشیده شده و آنتان پسری است که درگیری هایش با پدر در این کتاب بیان می شود.

گفت و گوی گروهی درباره ی کتاب
کودکان برای درک مطالب و لذت از کتاب به فرصت هایی برای دیدن، شنیدن، سخن گفتن و بیان دیدگاه های شان نیاز دارند. بهترین راه برای مشارکت کودکان در کتابخوانی،‌ گفت و گو درباره ی موضوع آن کتاب است. وقتی داستان در جایی قطع می شود و کودکان درباره ی کنش های شخصیت های داستان یا بیان تجربه های مشابه خودسخن می گویند،‌ در خواندن‌آن کتاب مشارکت کرده اند. زمانی که از زاویه ی دید خود به داستان می نگرند و آن را تحلیل می کنند، درگیر داستان شده اند. هنگامی که روند داستان را پیش بینی می کنند، تخیل آن ها به چالش گرفته می شود. وقتی دیدگاه های خود را با همسالان شان در میان می گذارند،‌ برای شنیدن دیدگاه های گوناگون و احترام به آن ها آماده می شوند .به این ترتیب با گفت و گو به کودکان فرصت داده می شود به شکل مستقل بیندیشند و تصمیم بگیرند، دیدگاه های خود را بیان کنند و به سخنان دیگران گوش فرا دهند.
در گفت و گو درباره ی داستان، می توان با پرسش، کودکان را به تمرکز و توجه بر درون مایه، سبک و فضای داستانی و عناصر دیگر رهنمون شد. این کار هم کودکان و نوجوانان را با ساختار داستان و عناصر داستانی آشنا می سازد و هم لذت خواندن را دو چندان می کند.
فعالیت های هنری با کتاب
همراه کردن فعالیت های هنری با کتاب خوانی، می تواند برانگیزاننده ی کودکان و نوجوانان به خواندن کتاب باشد و به آن ها کمک می کند تا تفسیرهای خود را از فضاسازی و شخصیت های داستان داشته باشند و بتوانند به دلخواه، اندیشه های متفاوت شان را بیان کنند و در عین حال مهارت های هنری و حساسیت های زیبایی شناختی خود را پرورش دهند.
استفاده از هنرهای گوناگون هم چون نمایش،‌ نقاشی،‌ مجسمه سازی و دیگر فعالیت های هنری به کودکان این امکان را می دهد که با شادی و لذت با داستان یا شعری که خوانده اند درگیر شوند، آن را بهتر بفهمند و به شیوه ای دیگر بیان کنند. این گونه فعالیت ها، کودکان و نوجوانان را به خواندن بیشتر تشویق می کنند. در کارگاه هنر کتابک درباره ی روش ها و شیوه های فعالیت های هنری به روشنی توضیح داده شده است. در این جا تنها به چند روش اشاره می شود:

نقاشی دیواری / دیوار نگاره / پوستر
یک نقاشی دیواری، دیواره نگاره یا پوستر، تهیه ی تصویری بزرگ از صحنه های یک داستان روی یک قطعه ی بزرگ کاغذ است. کودکان یا نوجوانان می توانند با نقاشی یا کلاژ این کار را انجام دهند. تهیه ی نقاشی دیواری یا پوستر، کودکان و نوجوانان را به مشارکت و کار گروهی تشویق می کند.
برای این فعالیت، کاغذ را روی زمین یا میز درازی قرار دهید تا کودکان و نوجوانان بتوانند به شکل گروهی روی تصویر ها کار کنند. برای نمونه، اگر داستان در جنگلی اتفاق می افتد، کودکان، جنگل را روی کاغذ بزرگ به تصویر می کشند. می توان صحنه های مختلف یک داستان را انتخاب کرد و از کودکان و نوجوانان خواست هر کدام داوطلبانه صحنه ای را به تصویر بکشند و سپس از روی تصویر ها داستان را بازگو کنند.

جعبه آینه
فضاسازی بسیاری از داستان ها در شکل و اندازه ی کوچکتر (مینیاتوری) در «جعبه آینه» برای کودکان، لذت بخش و برانگیزاننده است. داستان هایی درباره ی آدم کوتوله ها یا عروسک ها، منابع خوبی برای انجام چنین فعالیتی هستند. کودکان در هر سنی ساختن چنین فضاهایی از داستان هارا دوست دارند. آن ها از گردآوری خرده ریز های دور و بر همچون قرقره، سر بطری، جعبه، و تبدیل شان به فضا های داستانی لذت می برند. مثلا اگر کتابی درباره ی خانه ی عروسک هاست، می توانند اتاق هایی از این خانه را بازسازی کنند.
می توانید از کودکان بخواهید با پارچه یا کاغذ، عروسک هایی از شخصیت های داستان درست کنند و در کنار فضاهایی که آماده کرده اند، به داستانی که خوانده اند جان ببخشند.

نمایش خلاق
نمایش یکی از هیجان انگیزترین راه ها برای بازگویی قصه است. داستان را برای کودکان یا نوجوانان بخوانید و از آن ها بخواهید بخش هایی از داستان را به شیوه ی خود به نمایش در آورند. نمایش خلاق به کودکان اجازه می دهد که با شخصیت های داستان رابطه ای نزدیک برقرار کنند و برداشت های خود را از داستان بیان کنند.
کودکان را راهنمایی کنید که کتاب را به صحنه های مختلف تقسیم، و اجرای نمایش خلاق را برنامه ریزی کنند. آن هارا با پرسش هایی به برنامه ریزی نمایش رهنمود کنید: دوست دارند چه رفتارهایی را به نمایش درآورند؟ رویدادها را به چه ترتیب زمانی بیان کنند؟. از آن ها بخواهید تلاش کنند گفته ها را از بر کنند و حال و هوای کلی داستان را با بدیهه سرایی تجسم بخشند. به آن ها فرصت دهید نمایش خود را ارزیابی کنند.

خلاقیت ادبی یا ایجاد انگیزه ی نگارش
می توانید از کودکان بخواهید داستان را آن طور که خودشان دوست دارند، بنویسند. برای نمونه «سیندرلا» یا «سفید برفی» خودشان را .
می توانید داستان را در جایی که قبلا خودتان انتخاب کرده اید، قطع کنید و از کودکان بخواهید بقیهِ ی آن را به دلخواه خود ادامه دهند و تمام کنند. در چنین مواردی آن ها با علاقه ادامه ی داستان را می نویسند و سپس مشتاق می شوند تا بدانند نویسنده ی اصلی داستان را چگونه ادامه داده است و از شباهت نوشته های شان با آن لذت می برند . تنوع در داستان های نوشته شده نیز برای آن ها جالب است.
می توانید از آن ها بخواهید داستان خود را به شکل کتاب درآورند.

دسترس پذیر کردن کتاب
یکی از راه های ترویج کتابخوانی این است که کتاب در دسترس کودکان و نوجوانان باشد. برگزاری نمایشگاه کتاب در سطح شهر، آموزشگاه یا کتابخانه در روز کتاب، هفته ی کتاب و روز کودک ، نقش مهمی در گسترش کتابخوانی دارد . نمایش کتاب های تازه ، گزارش دستاورد مطالعاتی دانش آموزان، نمایش فیلم های انیمیشن، و … می تواند از موضوع های نمایشگاه ها باشد.
توسعه ی کتابخانه های عمومی و توسعه و به سازی فضای کتابخانه های مدارس و کتابخانه های خانگی نیز نقش برجسته ای در ترویج کتابخوانی دارد، به ویژه اگر سازماندهی فضای کتابخانه زیبا و پر جاذبه و آرام بخش باشد.
کتابخانه های کوچک و سیار، با بهره گیری از کامیون، اتوبوس و … نیز نقش مهمی در بالا بردن سطح کتابخوانی در روستاها دارد.

بلند خوانی
بلند خوانی یکی از شیوه های موثر علاقه مند کردن کودکان و نوجوانان به خواندن کتاب است . بلند خوانی تنها برای کودکان پیش دبستانی نیست. برای همه ی گروه های سنی می توان کتابی را بلند خواند و آن ها را به خواندن بیشتر تشویق کرد. در خانه،‌ آموزشگاه یا کتابخانه، می توان برای کودکان و نوجوانان کتاب هایی را با صدای بلند خواند. اگر نشست های بلند خوانی در خانواده به صورت یک آیین همیشگی در آید، ‌افزون بر علاقه مند کردن یکایک افراد خانواده به خواندن، روابط آن ها با یکدیگر نیز نزدیک تر می شود.
آموزگاران در کلاس و کتابداران در کتابخانه های کودک و نوجوان، می توانند نشست های هفتگی خواندن کتاب با صدای بلند داشته باشند. کتابخوانی در جمع کودکان و نوجوانان می تواند چرخشی باشد، ‌به شرطی که خوانندگان کتاب بتوانند متن را به روانی و زیبایی بخوانند. این نوع بلند خوانی برای تمرین خواندن نیست، هدف از آن تشویق دیگران به خواندن کتاب است. بنابراین باید با مهارت کامل و به زیبایی خوانده شود.
مادر، ‌پدر، ‌آموزگار یا کتابداری که داستانی را برای گروه کودکان و نوجوانان می خواند، باید پیش از جلسه ی بلند خوانی، بارها خواندن آن را تمرین کرده باشد تا در جمع آن را هرچه زیبا تر و با احساس تر بخواند. در واقع این خواندن زیبا ست که زیبایی های متن را بازتاب می دهد و مخاطبان را به خواندن تشویق می کند.
در بلند خوانی و خواندن جمعی، کودکانی که هنوز مهارت خواندن و نوشتن را نیاموخته اند، در لذت خواندن سهیم می شوند، حضور در جمع خوانندگان یک کتاب واحد، به ویژه برای کودکان پیش دبستانی و سال های اول دبستان در آن ها احساس تعلق به گروه ایجاد می کند و آن ها را برای فعالیت های مشارکتی در آینده آماده می سازد. بلند خوانی گروهی، به همه ی کسانی که در جمع بلند خوانی کتاب و خواندن جمعی حضور دارند امکان می دهد بتوانند درباره ی احساسات و نظراتشان حرف بزنند و از دیدگاه های خود در برابر دیگر شرکت کنندگان دفاع کنند. استفاده از این امکان، به آن ها کمک می کند که در دیگر جمع ها نیز از اعتماد به نفس کافی برای ابراز نظر برخوردار شوند. همچنین کسانی که در فعالیت های بلند خوانی و خواندن جمعی شرکت می کنند، یاد می گیرند که نظرات گوناگون را بشنوند، از آن ها بیاموزند و در برخورد با دیدگاه های مخالف، از خود بردباری و شکیبایی نشان دهند.
مناسب بودن فضایی که برای بلند خوانی و خواندن جمعی در نظر گرفته می شود نیز اهمیت دارد، از جمله وجود فضای کافی برای نشستن مخاطبان، گرما یا خنکای به اندازه در فصل های مختلف سال، آرامش و نبود سرو صدای زیاد در پیرامون محل مورد نظر. در صورت امکان می توان فعالیت بلند خوانی و خواندن جمعی را در فضای باز، به ویژه اگر در روستا یا پیرامون شهر انجام می شود، در جایی سبز و با صفا ترتیب داد. شمار مخاطبان باید به اندازه ای باشد که تک تک آن ها بتوانند به خوبی گوش کنند، سخن بگویند و در فعالیت های جمعی شرکت داشته باشند. شکل نشستن مخاطبان، نخست به امکان محل بستگی دارد، اما دور هم نشستن، انگیزه ی آن ها را در مشارکت در فعالیت ها تقویت می کند.


موضوعات: بازی و سرگرمی
   چهارشنبه 11 مهر 1397نظر دهید »

در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقّتاً به جای او آمد.
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد.
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از‌ ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.

کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش “خنگ ” می‌نامید نیست.
به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.

این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، نوشته است

انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند
نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند

🎓 @payamnama_tv2

ادامه »

کلیدواژه ها: معلم

موضوعات: بازی و سرگرمی
   سه شنبه 10 مهر 1397نظر دهید »
بی.تربیت.ترین.طراح

#تهاجم‌فرهنگی
#تربیت_جامعه
بی.تربیت.ترین.طراح 😱👆
چه کسی باید پاسخگو باشد؟! 👆
دیروز یوسف را به بهانه بازی بُردند
فرق نمیکند
امروز هم بچه ها رو به بهانه بازی……
#هنوز_برادران_یوسف_هستند
کککککککککککککککککککککککک
❇️ پنج توصیه تربیتی از رهبر معظم انقلاب.
🔹 بچه‌های کوچک باید با کتاب اُنس پیدا کنند
«در منزل خودِ من، همه‌ی افراد، بدون استثناء هرشب در حال #مطالعه خوابشان می‌برد. خود من هم همین‌طورم. نه این‌که حالا وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه می کنم؛ تا خوابم می‌آید، کتاب را می گذارم و می خوابم. همه‌ی افراد خانه‌ی ما، وقتی می خواهند بخوابند حتماً یک کتاب کنار دستشان است. من فکر می کنم که همه‌ی خانواده‌های ایرانی باید این‌گونه باشند. توقّع من، این است. باید پدرها و مادرها، بچه‌ها را از اوّل با کتاب محشور و مأنوس کنند. حتّی بچه‌های کوچک باید با کتاب اُنس پیدا کنند. باید خریدِ کتاب، یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب شود.» 1374/2/26
➖➖➖
🔹 فرزندان در سنین پایین باید عادت به کتابخوانی کنند

«آنچه که همیشه برای انسان می ماند، #کتابخوانی در سنین پائین است. جوانان شما، کودکان شما هرچه می توانند، کتاب بخوانند؛ در فنون مختلف، در راه های مختلف، مطلبی یاد بگیرند. البته از هرزه‌گردی در محیط کتاب هم باید پرهیز کرد، منتها این مسئله‌ی بعدی است؛ مسئله‌ی اول این است که یاد بگیرند، عادت کنند به این که اصلاً به کتاب مراجعه کنند، کتاب نگاه کنند.» 1391/7/20
➖➖➖
🔹 مسئولان از خوابشان هم خواهند زد …

«حقیقتاً باید بگویم که اگر #مسئولان امور فرهنگی کشور بخواهند مسأله‌ی کودک و نوجوان را آن‌چنان که هست، مورد اهتمام قرار دهند، من خیال می کنم خیلی از آنهایی که مسئولند، از ساعات خوابشان هم خواهند زد تا به این مسأله بپردازند.» 1377/2/23
➖➖➖
🔹 تهاجم فرهنگی حقیقتی در میان جوان، نوجوان و حتی کودک ایرانی

« #تهاجم‌فرهنگی یک حقیقتی است که وجود دارد؛ می‌خواهند بر روی ذهن ملت ما و بر روی رفتار ملت ما -جوان، نوجوان، حتی کودک- اثرگذاری کنند. این بازیهای اینترنتی از جمله‌ی همین است؛ این اسباب‌بازیهایی که وارد کشور می‌شود از جمله‌ی همین است … الان آموزش زبان انگلیسی خیلی رواج پیدا کرده… همه‌ی کتابهای آموزش که خیلی هم با شیوه‌های جدید و خوبی این کتابهای آموزش زبان انگلیسی تدوین شده، منتقل‌کننده‌ی #سبک‌زندگی غربی است.» 1392/9/19
➖➖➖
🔹 دسترسی بیگانگان به کودکان ما جای نگرانی است

«در واقع دسترسی کودک ما، یک #منبع‌فرهنگی نیست؛ بلکه با دید درست، دسترسی مراکز هدایت‌کننده‌ی فرهنگ در سرتاسر دنیا برای القای مقاصد استعماری به کودک ماست… ناگهان مشاهده می کنید دسترسی یک نفر که حداقل بیگانه است به این بچه، از راه همین کالاهای فرهنگىِ متداول و رسانه‌های گوناگون خبری و فرهنگی، بیشتر از شماست! این، جای نگرانی است و امروز این وجود دارد؛ چه من و شما بخواهیم، چه نخواهیم!»


موضوعات: بازی و سرگرمی
   سه شنبه 10 مهر 1397نظر دهید »
حکمت وجود مگس

حکمت وجود مگس در روایت 👇😊👇 و رابطه ان با جذام
در روایت آمده است:
لَوْ لَا الذُّبَابُ الَّذِی یَقَعُ فِی أَطْعِمَةِ النَّاسِ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ لَأَسْرَعَ فِیهِمُ الْجُذَام‌

اگر نبود مگسی که روی غذاها می‌نشیند در حالیکه مردم خبر ندارند، به سرعت مبتلا به جذام می‌شدند.
میکروبی که مگس منتقل می‌کند پادزهر و مقابله با جذام است.
مردم سعی می‌کنند که مگس روی غذا ننشیند ولی باز در موارد غفلت مگس روی غذا می‌نشیند و این نشستن مراد است.
روایت دیگر می‌فرماید:
لَوْ لَا أَنَّ النَّاسَ یَأْکُلُونَ الذُّبَابَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ لَجُذِمُوا أَوْ قَالَ لَجُذِمَ عَامَّتُهُم‌
یعنی اگر مردم مگس را نمی‌خوردند بدون اینکه متوجه باشند به جذام مبتلا می‌شدند یا اکثر آن ها مبتلا می‌شدند.

طب الائمه، ابن سابور الزیات، ص106.
@tebbeeslami_tabrizian


موضوعات: بازی و سرگرمی
   دوشنبه 9 مهر 1397نظر دهید »
چرا  روضة معروف گردید ؟

چرا عزاداری امام حسین (ع) را روضه می گویند؟

پاسخ

از آنجایی که ابتدا بیشتر مداحان از روی کتاب روضة الشهدا نوشته ملا حسین واعظ کاشفی (متوفی به سال 910 هجری) برای مردم نوحه خوانی می کردند کم کم مراسم عزاداری امام حسین (ع) به نام روضة معروف گردید و بعد هم برای همه ائمه استفاده شد.

منبع: پایگاه حوزه، شماره 17208


موضوعات: بازی و سرگرمی
   یکشنبه 8 مهر 1397نظر دهید »
"مرد که گریه نمی‌کنه؟!!!"

“مرد که گریه نمی‌کنه؟!!!”

واقعا این جمله‌‌‌ی بی‌معنی از کجا آمده؟ وقتی پدر و مادری از روی بی‌حوصلگی چون حوصله صدای گریه فرزند خود را ندارند، این جمله را به پسر خود می‌گویند‌، احساسات او را نادیده می‌گیرند و به او این پیام را می‌رسانند که او باید هیجانات و احساسات خود را سرکوب کند و نهایتاً جامعه‌ای خواهیم داشت پُر از مردانی با احساسات سرکوب شده!

خفه کردن احساسات و بروز ندادن آنها در بلند مدت، هم به ضرر سلامتی است و هم به روابط آسیب می‌زند‌. به پسران خود اجازه دهید مردانی شوند که با افتخار احساسات خود را بروز می‌دهند، حتی گریه کردنشان را…

پسران و دختران در ابراز احساسات به یک اندازه به کمک نیاز دارند. پسران و دخترانی که با احساسات خود در تماس هستند، مردان و زنانی سازگارتر خواهند شد.


موضوعات: بازی و سرگرمی
   شنبه 7 مهر 1397نظر دهید »
وداستان حقیقی تو شروع می شود...

دو دقیقه وقت بزارید بخونید بسیار مهم وبه کار میاد. آیَتـُـ الله بَهْجَتـْـ (ره)
📌 ای انسان !
🔹 زمان مرگت پریشان نباش ؟ 😢 ؟
🔹 و به جسم با ارزش خود 😢 اهتمامی نداشته باش !
👥 چراکه مسلمین
👈 کارهای لازم را انجام می دهند.

1- لباس هایت را از تنت در می آورند.
2- غسلت می دهند.
3- کفنت می کنند.
4- از خانه ات بیرونت می کنند.
5- و تو را به خانه ی جدیدت (قبر) می برند.
6- خیلی ها برای تشییع جنازه ات کارهای خود را تعطیل کرده و حاضر می شوند.
7- از وسایل شخصی ات خلاصی انجام میگیرد.
🔹 کلید هایت
🔹 کتاب هایت
🔹 کیف و کفش هایت
🔹 لباسهایت
👈 و اگر خانواده ات توفیق یابند شاید آنها را صدقه کنند.
☝️مطمئن باش ؛
👈 مردم
👈 و دنیا بر تو حسرتی نمی خورند.
👈 تجارت و اقتصاد استمرار می یابد.
👈 شغل و وظیفه تو ، به دیگری واگذار می گردد.
👈 اموال و دارایی هایت تقسیم می شود
و ورثه آنها را تصاحب می کنند.
☝️درحالی که تو
📛 از ریز ریز 📛
حساب گرفته می شوی !
اولین چیزی که از تو ساقط میشود اسمت است ..
لذا وقتی که می میری می گویند جناره ..؟
تو را به نامت، صدا نمی زنند .!
وقتی می خواهند بر تو نماز بخوانند، می گویند: جنازه کجاست ..؟
تو را به نامت، صدا نمی زنند .!
و زمانی که می خواهند تو‌را دفن نمایند٬ میگویند: میت را نزدیک کنید، تو را به اسم صدا نمی زنند ..!
پس مواظب باش؛ نسب و قبیله و پست و مقامت، تورا نفریبد .. چقدر این دنیا بی ارزش است و آنچه در پیش رو داریم چقدر عظیم ، می باشد..
سطرهایی از طلا .. 💐💐
👈 بعد از وفاتت، سه نوع اندوه بر تو خواهد بود؟؟

1- کسانی که شناخت سطحی از تو دارند میگویند: بیچاره..‼️
2- دوستانت؛ چند ساعت و یا نهایتا چند روز برایت اندوهگین می شوند و سپس به شو خی و خنده های خود می پردازند.‼️
3- عمیق ترین اندوه و غم داخل خانه خواهد بود‼️ خانواده ات یک هفته، دوهفته، یک ماه، دوماه و یا نهایتا یک سال غمگین می شوند📆؟؟
☝️و سپس تو را در بایگانی خاطرات قرار می دهند‼️
⭕️و این چنین⭕️
👈 داستان تو در بین مردم تمام می شود.
☝️ 👈 وداستان حقیقی تو شروع می شود؟؟؟؟؟
😢 آخرت 😢
👈 از تو زائل شد؟؟؟
1- جمال
2- مال
3- سلامتی
4- فرزندان
5- از خانه و کاشانه ات جدا شدی
6- و همسرت نیز ؟؟؟

👈 زندگی واقعی شروع شد
❓ و سؤال أین است :
❓ برای قبر و آخرتت چه آماده نموده ای
❓ این حقیقتی است که جای تأمل دارد
☝️حریص باش بر ؟؟
1- فرائض
2- نوافل
3- صدقه پنهانی
4- عمل صالح
5- نماز تهجد
✅ شاید نجات یابی ✅

⭕️اگر به وسیله ی این رساله برای یادآوری مردم همکاری نمودی، إن شاء الله
⭕️ اثر این یادآوری را روز قیامت ، در میزان حسنات خود خواهی یافت.

👈 (وذکّر فإن الذکرى تنفعُ المؤمنین) 👉
و (پیوسته) پند (وتذکر) بده، زیرا که بی گمان پند (وتذکر) مؤمنان را سود می بخشد.
☝️چرا میت اگر به عقب برگشت داده شود
“صدقه” را ، اختیار می کند؟؟

⛅️چنانچه الله می فرماید⛅️
👈 رب لولا أخرتنی إلى أجل قریب
‼️فأصدق‼️
پروردگارا ! اى کاش (مرگ) مرا مدت کمى با تأخیر مى انداختى، تا (در راه تو) صدقه بدهم.
☝️ علماء فرمودند:
صدقه را ذکر ننمود ، مگر به خاطر اثرات عظیم صدقه که بعد از موتش مشاهده مى نماید‼️

👈 پس زیاد صدقه دهید.
👈 چرا که مؤمن روز محشر زیر سایه ی صدقه ی خود خواهد بود.
👈 و یکی از بهترین صدقات جاریه ای که می توانی همین الان، آره همین الان انجام دهی، این است که :
⭕️ این سخنان را با نیت خالص و جهت رضای الله ، پخش کن.
👈 چراکه هر کس بر آن عمل نموده و به نسل های آینده تعلیم دهد
👈 إن شاءالله ، اجرش به تو خواهد رسید.


موضوعات: بازی و سرگرمی
   جمعه 6 مهر 1397نظر دهید »
موندم که کی درست لباس شستن رو یادش داده!»

🔷 لباس های تمیز

🔸 زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.

🔹 روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:
«لباسها چندان تمیز نیست. 🤔 انگار نمیدونه چطور لباس بشوره! احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخره!» 😒

🔺 همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.☺️

🔸 هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد

🔹 تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:

✅ «جالبه! یاد گرفته چطور لباس بشوره. موندم که کی درست لباس شستن رو یادش داده!» 🤔

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمون رو تمیز کردم…! ☺️

🔴 بسیاری از عیب هایی که از دیگران میبینیم، در واقع به خاطر اینه که نگاهمون درست نیست.

بهتره که “نگاهمون رو تمیز” کنیم… 😊

کلیدواژه ها: عيب جويي, عيب پوشي

موضوعات: بازی و سرگرمی
   جمعه 6 مهر 1397نظر دهید »
اثر زیبا باقی می ماند.

معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
«ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»

معلم گفت:

«ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ او ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد.

ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ را ﻫﺮ ﺷﺐ کنار میدان شهر ﺭﻫﺎ می‌کرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ می‌آمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا می‌کرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ می‌سپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند.

ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ فرزند هفتم ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.

ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنیا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت کردند.

ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ می‌خواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ:

«می‌دانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ که ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ دلیل ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت می‌کنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را می‌گیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ می‌کند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
“پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی… “
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!

که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …
اثر زیبا باقی می ماند.

کلیدواژه ها: كار نيك

موضوعات: بازی و سرگرمی
   پنجشنبه 5 مهر 1397نظر دهید »
از موهومات بعد از حادثه کربلا

نعل اسب نماد خوش شانسی؟!!!!
یه سوال:
مگه امام حسین (ع) در گودال به شهادت نرسیدن،پس باید محل دفن حضرت هم همون گودال باشه.اونایی که رفتن کربلا میدونن بین محل گودال و ضریح مطهرفاصله هست.چرا؟
تو کربلا یه عده اومدن گفتند نه،براین پیکر باید اسب تاخته شه.
این “باید"رو کی تعیین کرده بود؟(نقش یهود در حادثه کربلا)
تو گودال نمیشد اسب تاخت.پیکر مطهر رو از گودال بیرون کشیدند بردند یه محل صاف و هموار و ده اسب که بهشون نعل زده بودندبراین پیکر تاختند…
واین چهل نعل اسب به عنوان تبرک از پای اسبهاجدا میشه.
بعدها که در دوره قاعونی بغدادمیشه مرکز یهودیان، نواده های همین اشقیا این نعل اسبها رو با افتخار درخونه هاشون میزدند که ما از هموناییم
اینا بعدها کوچ کردند به شبه جزیره ایبری در اسپانیا و همین سنت رو هم باخودشون بردندو نعل اسب رو کردند نمادخوش شانسی…
حالا یه عده از مردم خودمونم نا اگاهانه نعل اسب رو به عنوان نماد خوش شانسی استفاده میکنن!!!

ایت الله جوادی آملی:
تبرک جستن به نعل اسب از موهومات بعد از حادثه کربلاست.به این جهت که این اسبها نعوذ بالله بر آدمهای خارج از دین تاختند پس با ارزش میباشند.چنانچه برخی فرق اسلامی دهه اول ماه محرم را جشن میگیرند و متاسفانه فرهنگ ناشایست نعل اسب به میان مردم ما هم رواج یافته.
ابو ریحان بیرونی:
ستم هایی که بر حسین بن علی کردنددر هیچ ملتی با بدترین افراد نکردند.
او را با شمشیر ونیزه و سنگ باران از پای در اوردند سپس اسب بر بدنش تاختند…
بعضی از این اسبها به مصر رسید.بعضی مردم این نعل اسبها را کندند و برای تبرک بر در خانه های خود نصب کردندواین عمل در میان مردم مصر سنتی شد که بعد از ان هر کسی بالای در خانه خود نعل اسب نصب میکرد…
در تاریخ آمده : یزید (علیه لعنه) در عصر عاشورا بعد از به شهادت رساندن امام حسین (ع)و یارانش دستور داد اسب ها ( که نعل تازه شده بودند) را بر بدن شهدای کربلا تازاندند .
یزیدیان این روز را روز برکت و پیروزی نام نهادند که در زیارت عاشورا هم به آن اشاره می شود (…یوم تبرکت به بن امیه و ….)و برای افتخار بر این پیروزی (قتل خاندان مطهر پیامبر )و رواج تفکر شیطانی خودنعل اسبهای خود را کندند و در سراسر شهر ها و کشورها گرداندند…شهر به شهر و کشور به کشور به نشانه ی پیروزی .
در شامات در عراق در قسطنطنیه در روم در ایران و در سراسر جهان مدرن 1400 سال قبل…
و این شد سبب آنکه در سرتاسر جهان از 1400 سال پیش تاکنون نعل اسب را نشانه ی برکت و شانس و پیروزی می دانند
این خرافه به اروپا هم رسید شاید این اعتقاد از اسپانیا به اروپا رسیده (اندلس قدیم)به اندلسی ها هم از امویان این اعتقادرسیدهامویان به عنوان تبرک نعل اسب نگه میداشتن اما اروپایی ها چون معنی تبرک رونمی دونستن میگفتن شانس میاره
حالا امویان این اعتقادو از کجا آورده بودن ؟
تو عاشورا بعداین که 10 تا اسب روی پیکر امام حسین (ع) تاختتند 40 تا نعل اسب ها رو به عنوان تبرک در آوردن و بین خودشون تقسیم کردناین نعل ها رو از خونه هاشون آویزون می کردنو بعد از مدتی به عنوان یک شی با ارزش به هم می فروختند ، تا اینکه تقلبی این نعلها هم اومد و کم کم آویزون بودن یه نعل تو خونه ها یه رسم شد.
👈 پخش این پیام ….
👈 شلیک یک فشنگ است …
👈 به سوی جبهه دشمن در فضای مجازی

کلیدواژه ها: تبرك در آيات و سيره

موضوعات: بازی و سرگرمی
   پنجشنبه 5 مهر 13971 نظر »
«مزه اش چطور بود؟»

💕 داستان کوتاه

روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد. راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.

استاد پرسید: «مزه اش چطور بود؟»

شاگرد پاسخ داد: «خیلی شور و تند است، اصلاً نمی شود آن را خورد.»

پیر هندو از شاگردش خواست یک مشت از نمک بردارد و او را همراهی کند. رفتند تا رسیدند کنار دریاچه. استاد از او خواست تا نمکها را داخل دریاچه بریزد. سپس یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به شاگرد داد و از او خواست آن را بنوشد. شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید. استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد: «کاملا معمولی بود.»

پیر هندو گفت: «رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو می شود همچون مشتی نمک است و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگتر و وسیعتر می شود، می تواند بار آن همه رنج و اندوه را براحتی تحمل کند. بنابراین سعی کن یک دریا باشی تا یک لیوان آب.»


موضوعات: بازی و سرگرمی
   پنجشنبه 5 مهر 1397نظر دهید »

1 2 3

با سلامٍ دوست عزيز از شمامتشكريم كه از اين وبلاگ ديدن مي كنيد ، نظرات يامطالب ارزشمندتان را براي ما بفرستيد وباپيشنهادات خود مارا ياري كنيد. باتشكر
موضوعات
تدبر درقرآن
آیه قرآن
جستجو