موضوع: "آيينه خدا"

تو مرا بین که منم مفتاح

تو مرا بین که منم مفتاح

دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت!
درراه با پرودرگار سخن می گفت:

ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای

در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت!
او با ناراحتی گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز!
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
نشست تا گندمها را از زمین جمع کند , درکمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند!
ندا آمد که:
تو مبین اندردرختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

آرامش حضور "خدا "ست،

آرامش حضور "خدا "ست،

بجاى دکمه ازگره درلباسش استفاده کرد

بجاى دکمه ازگره درلباسش استفاده کرد

مرحوم مرعشى نجفى چون دکمه ایرانى دربازار نبودبه خیاط گفته بودبجاى دکمه ازگره درلباسش استفاده کند
قابل توجه ی بعضی از ملی گرایان و ملی پرستان
سرباز امام زمان

الهم عجل لوليك الفرج

الهم  عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

حجاب کامل آزادگیست، بی حجابی بردگیست.

حجاب کامل علامت آزادگی، بی حجابی علامت بردگی است
قوله تعالی: یا أیها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما.(21)
ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مومنه و آزاده بگو دو طرف چادرهایشان را به هم بگیرند و گیسوان و گریبان خود را با چادرهایشان بپوشانند، این شیوه (پوشاندن صورت، گیسو و سینه) نزدیک تر و آشکارتر است که زنان مومنه و آزاده شناخته شوند و مورد تعرض و اذیت و آزار جسمی، روحی و عرضی قرار نگیرند و امنیت کامل داشته باشند. همانا خداوند بخشنده گناهان و نسبت به بندگان مهربان است.
چنانکه از شأن نزول این آیه و روایات وارده و حکایات منقوله در خصوص حجاب به دست می آید؛ وضعیت زنان در صدر اسلام به قرار ذیل بوده است:
1. زنان برده و کنیزان زرخرید، سر برهنه و بی حجاب بوده اند و همین علامت بردگی آنان محسوب می شده؛
یعنی اگر شخصی غریبی در محل یا خانواده ای وارد می شد و می دید زن یا دختری بی حجاب بین مردم رفت و آمد می کند، بدون اینکه شرح حال او را از کسی بپرسد متوجه می شد او برده و کنیز زرخرید است.
2. زنان آزاده با چادر و حجاب بوده اند و همین چادر معرف آزادگی آنان بوده است؛ یعنی از پوشش چادرش می فهمیدند او برده نیست و آزاده است.
3. چادر به سر کردن زنان آزاده به این صورت بوده که (مانند برخی از زنان جاهل و سهل انگار زمان خودمان) قسمتی از موهایشان بیرون بوده و جلوی چادرشان باز بوده، به طوری که زیر گلو، گردن و برآمدگی سینه هایشان دیده می شده است.
4. در عین حال همین چادر نیمه کاره، علامت آزادگی و بزرگواری زنان مومنه محسوب می شده و چنان هیبت و ابهتی به آنان می داده است که احدی جرئت تعرض و جسارت به آنها را نداشته است.
5. زنان برده و کنیزان به خاطر بی حجابیشان زود شناخته می شدند و مورد اهانت اراذل و اوباش قرار می گرفتند.
6. مردان بی غیرت، لا ابالی، اوباش و الوات، مزاحم کنیزان شده و به شوخی و متلک با آنان پرداخته و در صورت امکان آنان را مورد تعدی و تجاوز جنسی قرار می داده اند.
7. وقتی کنیزان آثار مثبت و محسنات چشمگیر چادر را مشاهده کردند و دیدند زنان آزاده به خاطر حجابشان مورد اکرام و احترام عموم مردم هستند و چادر ابهت، هیبت، جلال و جمال خاصی به آنان داده و هیچ کس جرئت نمی کند مزاحم آنان شود؛ حس بزرگ منشی، شخصیت طلبی، برتری جویی و عزت خواهی آنان تحریک و بیدار شد و به طور خود جوش و با میل باطنی، خود را زیر چادر پنهان ساخته و به هیئت زنان آزاده در آوردند.
8. این استقبال فطری و خود جوش کنیزان از چادر و حجاب باعث شد، وجه تمایز بین زن آزاده و کنیز از بین برود و بر حسب ظاهر هر دو را یکسان بنماید.
9. بر همین اساس مردان بی غیرت، بی بند و بار، لا ابالی و الوات که مزاحم کنیزان می شدند، چون همه زن ها به یک صورت در آمده بودند، اتفاق می افتاد که همچنین مزاحم زنان آزاده هم شوند و این عمل، نظم عمومی را بر هم زده؛ آرامش جامعه را ملتهب ساخته؛ فضای آزادی را مخوف و مسموم نموده؛ عزت، کرامت و عفت زنان را لکه دار و تعصب مردان با غیرت و ناموس دوست را بر می انگیخت.
10. وقتی مزاحمین و متعرضین به زنان آزاده دستگیر و مورد مواخذه و عقاب قرار می گرفتند در پاسخ می گفتند ما گمان کردیم این کنیز است و…
11. مسئله مزاحمین خیابانی و برخورد اراذل و اوباش با نوامیس مردم که موجب نا امنی و ترس و وحشت برای زنان آزاده و مومنه شده بود، به صورت یک معضل اجتماعی جامعه را تهدید می کرد.
12. با توجه به نکات مزبور، خداوند تبارک و تعالی راه حل این مشکل مهم اجتماعی را در آیه فوق ارائه داده است.
13 - خداوند تبارک و تعالی قبل از اینکه اراذل و اوباش را مورد مواخذه و عقاب قرار دهد، متوجه زنان مومنه، آزاده و فرهیخته شده و آنان را به صیانت نفس و حفظ و حراست خود به وسیله چادر و حجاب کامل دعوت نموده و فرمود:
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنه و آزاده بگو هنگام عبور و مرور در کوچه و بازار و رفت و آمد، در مقابل نامحرم دو طرف چادرشان را به هم بگیرند و گیسوان، صورت و گردن و سینه خود را به طور کامل بپوشانند تا معلوم شود آزاده اند و کسی متعرض و مزاحم آنان نشود.
14. خداوند نفرموده، ای پیامبر، به هر طریق ممکن جلوی مزاحمین خیابانی را بگیر و آنان را مواخذه و تعزیر کن؛ بلکه فرمود به زنان بگو حجابشان را کامل کنند و با بی حجابی و بد حجابی و نشان دادن گیسو، صورت، گردن و… باعث تحریک مردان نشوند؛ یعنی مایه فتنه و فساد جامعه اول زنان هستند، سپس مردان.
به عبارت روشنتر اکنون که کنیزان به میل باطنی و خودجوش از چادر استقبال کرده و خود را به هیئت زنان آزاده در آورده اند و ظاهرا بین زن آزاده و برده فرقی نیست؛ به زنان آزاده بگو با نحوه چادر به سر انداختن و رو گرفتن، آزادگی خود را معرفی کنند؛ یعنی چنان رو بگیرند که سر و صورت و سینه آنان کاملا پوشیده و پنهان گردد.
این حجاب کامل و هیبت و هیئت مخصوص؛ بهترین، نزدیک ترین و آشکارترین راه معرفی زنان مومنه است که مردم از نحوه حجاب و رو گرفتن آنان متوجه شوند او زنی آزاده است نه برده؛ او زنی مومنه و با شخصیت است نه کنیز زرخرید؛ زیرا همین حجاب کامل باعث می شود، افراد نانجیب و اراذل و اوباش بترسند و متعرض و مزاحم آنان نشوند.
آموزه های این آیه
1. این آیه راه حفظ شخصیت، کرامت، عزت و آزادگی را در پیش روی زنان قرار داده است. در صورت اجرای این حکم (حجاب کامل) راه مزاحمت، فساد، فحشا… به روی مزاحمین خیابانی و اراذل و اوباش مسدود می گردد.
با این وجود اگر زنی به این حکم الهی که تماما به خیر و صلاح او است، اعتنا نکند و با بی حجابی خود را پست تر از کنیزان جلوه دهد؛ معلوم می شود خودش مریض است و مشکل دارد که عملا مقدمات مزاحمت و فساد و فحشا را برای خود و دیگران فراهم ساخته است.
2. اگر زنی بی حجاب یا بد حجاب بیرون آمد و مورد اهانت و تعرض مزاحمین خیابانی و اراذل و اوباش قرار گرفتن، اول باید خودش را ملامت و سرزنش کند، سپس به مزاحمین ایراد بگیرد.
3. چادر ابهت، هیبت و عزتی خاص به زن می دهد که چشم و دست نامحرم را به طور طبیعی و بدون زحمت از خود دور می سازد.
4. استقبال خود جوش کنیزان از چادر و حجاب بر اساس تمایل فطری و حس شخصیت طلبی و برتری جویی آنان بوده است.
5. اسلام عزیز استقبال کنیزان را از چادر ارج نهاده و مانند بقیه امور، نظام طبقاتی و اشرافی را در خصوص حجاب نیز از بیخ و بن برکند و نفرمود چادر مخصوص زنان آزاده و اشراف است و کنیزان حق استفاده از آن را ندارند؛ بلکه تمایل فطری آنان را ارج نهاده و آنان را در انتخاب حجاب آزاد گذاشته و پاداش عظیمی برای زنان محجبه مقرر نمود.
6. این آیه به وضوح می رساند که چادر و حجاب کامل، بهترین راه شناخت زن مومنه، آزاده و فرهیخته از زن لاابالی و بی بندوبار و بی فرهنگ است.
7. برده؛ یعنی اسیر، ذلیل، دست نشانده و خود فروخته به فرد یا گروهی. و این معانی در هر زمان و مکانی به نحوی تحقق می یابد.
مثلا در زمان ما به این صورت بروز کرده که برخی از زنان نگونبخت در اثر جهل، نابخردی، ضعف نفس، کمبود شخصیت و خودناشناختی؛ خویشتن را به زنان نگون بخت و بی بند و بار غربی فروخته و از فکر و فرهنگ منحط آنان پیروی می کنند و این بردگی فکری تا آنجا پیش رفته که اصالت و کرامت انسانی را کنار زده و خود را به شکل و شمایل زنان بی بندو بار و لا ابالی و بی فرهنگ غرب در می آورند.
8. این آیه به طور صریح و آشکار می گوید چادر و حجاب کامل علامت آزادگی، و بی حجابی و بد حجابی علامت بردگی زن است.
9. زنی که بی حجاب یا بد حجاب بیرون آید و خود را به شکل و قیافه کنیزان و بردگان در آورد؛ آزادگی، شخصیت، کرامت و انسانیت خود را زیر سوال برده نه دیگری را.
10. زنی که چادر یا عبا به سر کرده و قسمتی از گیسوانش را بیرون گذاشته و گریبانش را باز گذاشته به طوری که تمام صورت و گردن و سینه اش دیده می شود، یا به نحوی دستهایش را نشان می دهد؛ مصداق بارز مخاطبین آیه شریفه است که خداوند خطاب به او فرموده این شیوه حجاب، شایسته و زیبنده زن آزاده و با شخصیت نیست؛ بلکه زن مومنه باید تمام سر و صورت، گیسوان، دست ها و برجستگی های بدنش را به طور کامل بپوشاند تا مردم از مشاهده وضع ظاهری او پی به شخصیت و بزرگواری وی ببرند و از هر نوع تعرض و مزاحمت در امان باشد.
11. چادر و حجاب ایرانیان قبل از اسلام
چنانکه مکرر گفته ایم حجاب از جمله احکام الهی است که در تمام ادیان آسمانی معمول و رایج بوده است و دلالت تضمنی آیه فوق این حکم را به وضوح تایید می کند.
به عبارت روشن تر از آنجا که آیه شریفه بی حجابی و بی بندوباری را به زمان جاهلیت نسبت داده، این حقیقت آشکار می گردد که قبل از عصر جاهلیت و بعد از آن، حجاب رایج و معمول بوده است و زنان پاکدامن و مومن به خدا و قیامت حیا، عفت و حجاب خویش را رعایت می کرده اند؛ کما اینکه در آیین زرتشت (که اعتقاد نیاکان ما ایرانیان بوده و بر حسب برخی اخبار از ادیان آسمانی محسوب می شود.) چادر و حجاب مرسوم و معمول بوده است.
لیکن در مقطعی از تاریخ، غریزه جنسی و تمایلات حیوانی بر زنان چیره شد و برای نیل به تمایلات شیطانی، این فریضه الهی را ترک نموده و بی حجاب و با آرایش و زیورآلات… در مجامع عمومی حاضر شدند.
بر همین اساس خداوند تبارک و تعالی خطاب به زنان آزاده و مومنه و با شخصیت، هشدار داده و به آنان سفارش می کند مواظب باشید خود را به صورت زنان عصر جاهلیت که قانون الهی را نادیده گرفتند و بی بندوبار و بی حجاب شدند نباشید و با بی حجابی خود عزت، کرامت و شخصیت خود را زیر سوال نبرید.
12. پیام آیه و نقش زنان در اصلاح مفاسد اخلاقی
پیام بسیار مهم و ارزنده ای که آیه حامل آن است، نقش سازندگی زنان و اصلاح جامعه از مفاسد اخلاقی و ایجاد یک جامعه انسانی فرهیخته و متعالی است که تحت عناوین ذیل مکشوف می گردد:
- زن را مورد خطاب قرار داده نه مرد را!
- زن را مسئول این امر مهم شمرده نه مرد را!
- زن آزاده، دین مدار و متعهد را مسئول دانسته نه هر زن و مردی را!
به عبارت روشنتر آیه فوق خطاب به زن می گوید:
- تو ریحانه ای، تو بسان گلی خوش رنگ هستی که هر بیننده ای را مجذوب و مفتون خود می سازی.
- تو جنس مخالفی و نه مخالف به معنای رویارویی و تباین کلی؛ بلکه مخالف به معنای منفی و مثبت که وقتی در کنار هم قرار گیرند نور می آفرینند و آثار فراوانی از خود می گذارند.
- تو جذابی، و این قوه جاذبه را آفریدگار جهان در ذات تو قرار داده که مرد مجذوب تو گردد و میل به تشکیل خانواده پیدا کند و نسل بنی آدم گسترش یابد.
- تو اگر خودت را بشناسی و باور کنی، در نظام خلقت ارزش بسیار بزرگ و گراسنگی داری؛ به طوری که تداوم نسل انسان به وجود تو پیوند ناگسستنی خورده است.
- تو آتشی هستی که می توانی شعله ور شوی و اطراف خود را تا چندین کیلومتر منورسازی و تاریکی ها را روشن کنی و اشیاء گرانقیمت ناپیدا را هویدا سازی و زیبایی های پنهان را آشکار نمایی و هدایت گر گمراهان، منحرفین و مرهم گذار امراض صعب العلاج روحی و جسمی مردان باشی.
کما اینکه می توانی شعله ور شوی و دنیایی را به آتش بکشانی و بهترین اشیاء و گران ترین موجودات را به دیار عدم منتقل کنی و بسیاری از مردان و جوانان مومن و متقی را از هستی ساقط نمایی و باعث طغیان امراض روحی و جسمی مردان شوی و انتخاب هر یک از دو طریق در اختیار تو است.
این تو هستی که می توانی با یک حرکت و برخورد عقلائی، دین مدارانه، منطقی و انسانی، جامعه ای را از فساد و فحشا و تباهی بازداری و به کمال مطلق سوق دهی.
و نیز همین تو هستی که می توانی با یک حرکت موزون و ناموزن، یک چشمک، یک اشاره، یک کلام، نشان دادن دست، گردن، سینه… یا پوشیدن لباس تنگ و اندام نما، و ادا و اطوارهای شیطانی، مردان و جوانان را به منجلاب فساد و فحشا کشانده و تا پای ضربه شلاق، زندان و اعدام رهبری کنی و لکه ننگ تاریخ باشی؛ کما اینکه می توانی با حیاء و عفت و حجاب کامل باشی و مردان هرزه و فاسد را به راه راست هدایت نمایی و تا مرز عرفان و عبودیت خالصانه هدایت نمایی و برگ زرین تاریخ باشی.
این تو هستی که می توانی با رفتار، کردار، گفتار و برخورد خود، معلم خیر باشی و عملا عفت، عصمت و حیا را به دیگران تعلیم دهی و بسیاری از مردان را از معرض هلاکت نجات بخشی.
و نیز همین تو هستی که می توانی معلم شر باشی و جامعه ای را به فساد و فحشا سوق دهی.
این تو هستی که به فرموده امامان معصوم علیهم السلام اگر مومنه، صالحه و خوب از کار در آمدی، نه از لحاظ کمی و نه از لحاظ کیفی ارزش و قیمتی برای تو تصور نمی شود.
یعنی بالاترین قیمت و ارزش مادی که بر تو بگذارند، باز قیمت و ارزش تو بالاتر خواهد بود و چنانچه فاسد، ناباب و بدکردار از کار در آمدی؛ از لحاظ کمی و کیفی به اندازه مشتی خاک، پست و بی ارزشی.
و بالاخره تمام این منفی و مثبتها که در پیام آیه و در جای دیگر این کتاب بیان کردیم در گرو انتخاب و اختیار تو است.
من آنچه شرط بلاغ بود با خانم ها گفتم، امیدوارم عاقلانه فکر کنند و با تدبیر صحیح و منطق انسانی بهترین ها را انتخاب نمایند و با عمل خویش رضایت خدا و رسول صلی الله علیه و آله را به دست آورند.

آسایش دو گیتی

*آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
بوسه به دست مادر، آغوشِ گرم بابا …*

روز مادر

روز مادر

💐میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) ،روز مادر و روز زن را بر زنان و مادران مهربان تبریک عرض می نماییم.

🌷با آرزوی شادی روح مادران درگذشته و سلامتی و تندرستی همه مادران عزیز🌷

دست بوس مادر

دست بوس مادر

رهبرانقلاب: باید کاری کنیم که بچه‌ها حتما دست مادر را ببوسند. پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر انقلاب اين طرح را به مناسبت روز مادر منتشر کرد

سه چیز،سه فرد

سه چیز،سه فرد

سه چیز را به آسانی از دست نده

“جوانی” “وقت” “دوست”

سه فرد را همیشه احترام داشته باش

“مادر” “پدر” “استاد”

همیشه بهـشت زیر پای مــادران نیست…

همیشه بهـشت زیر پای مــادران نیست…
گاهی شعلـه های جهــنم زیر پای برخی از مـادران زبانه میکشد…
همان مادرانی که خودشان محجبه اند ولی برای دخترشان کم میگذارند…
به بهــانه تجدد و مد و … ساپورت پای بچه مبکننــد موهایـش را بیــرون میــریزند
و حتـی آرایشــش میکننــد…
به خیـالشان چادر خود را سفـت بچســبند کافی اسـت!
پس این بـچه ی بیگناهی کــه توی جامعه پرورشــش میـدهی چه؟!
اگر همینطــور ادامه بدهی امیــدوار نباش که بهشـتی زیر پایــت باشد…
بلکه منتظــر عــذاب خدا باش…
‌ 🇮🇷سفیران معروف🇮🇷
قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر ناحیه مسلم - مشهد مقدس
https://soroush-app.me/channel/safiranimam3

1489656595875495_9sghjzoe.jpg

1489656594ghghgh.gif

شهیده رقیه رضایی

زندگینامه و وصیت نامه شهیده رقیه رضایی (شهید مکه) - شهید شاخص سال 1395 ایران اسلامی

تحصیلات: دیپلم و حوزوی

تاریخ تولد: 1344/01/22

محل تولد: قزوین

محل شهادت: مکه

شغل: معلم تربیتی

مهارت و تخصص: خیاطی

اهم مسئولیت های شغلی: عضو فعال حزب جمهوری اسلامی

نکات بارز و برجسته فردی: بسیارملاحظه کارو متواضع و خوش برخورد باوجود قبولی در کنکور پزشکی اما حوزه علمیه را انتخاب می کنندو دو سال هم مشغول به تحصیل می شوند .

بعد از اعزام به سنندج جهت مقابله و ارشادکومله دمکرات ها اقدام می کنند .

آثار فرهنگی، ادبی، هنری: دارای استعداد ادبی بالا بخصوص در نویسندگی

فعالیت بعد از انقلاب: خانواده ای مذهبی و از اعضای فعال حزب جمهوری اسلامی

نحوه و علت شهادت: شرکت در راهپیمایی برائت از مشرکین در مکه و مورد هجوم رژیم آل سعود قرارمی گیرند .

محل دفن: گلزار شهدای قزوین

رقیه در دبیرستان از شاگردان ممتاز بود.اودر دوران تحصیل بسیار پر جنب و جوش و فعال بود.به ظاهرش بسیار اهمیت می داد و شیک پوش بود .همه تلاشش این بود که از هر جهت نسبت به دیگران برتری داشته باشد .

او در سال آخر دبیرستان تحت تأثیر انقلاب دچار تحول فکری شد. به این نتیجه رسیده بود که متعلق به این دنیا نیست و مسیر دیگری را باید انتخاب کند با آنکه می توانست یکی از بهترین رشته های دانشگاه را انتخاب کند ولی در آخرین سال تحصیلی به کسب معارف دینی گرایش پیدا کرد.با بی رغبتی سال تحصیلی را به پایان رساند و به حوزه علمیه قم رفت. گفته بود« من اگر به دانشگاه بروم می توانم جان انسانی را نجات دهم،اما می خواهم با معارف دینی روح انسان ها را صیقل بدهم »

پس از گذشت یک سال از تحصیل در حوزه، احساس کرد پرداختن صرف به مطالب تئوری راضی اش نمی کند؛ به همین دلیل با تعدادی از دوستانش به کردستان رفت. در آنجا به عنوان معلم پرورشی به تربیت دختران دبیرستانی پرداخت. این زمانی بود که ضد انقلاب در کردستان توانسته بود تعدادی از جوانان را جذب خود کند .

دو سال و چند ماه قبل از شهادت با همسرش آشنا شد. اقوام با شناختی که از رقیه داشتند، او را به همسرش معرفی کرده بودند.آن زمان رقیه در حزب جمهوری فعالیت داشت و یکی از کانون های حزب را اداره می کرد .

وقتی با هم آشنا شدند، همسر رقیه او رابسیار نزدیک به افکار و روحیه خودش یافت .همسرش می گوید«آن زمان من در سیستان و بلوچستان فعالیت می کردم. مثل رقیه در حزب جمهوری بودم ووقتی به ایشان گفتم من در سیستان کارمی کنم و باید به آنجا بروم، بدون هیچ قید و شرطی پذیرفت. گفت تبعیت از همسر بر من واجب است »

با شروع بیماری مادرش،کردستان را ترک کردو به قزوین بازگشت .همسرش می گوید«خانواده ایشان مذهبی و سنتی بودند. پدرشان تجارت چوب می کرد و مادرش خانه دار بود. یک خواهر بزرگ تر از خودش داشت.او تنها دختر توی خانه بود.رقیه در استعداد و نبوغ و ایمان زبانزد فامیل بود »

مهریه رقیه یک سفر حج بود وچهارده سکه طلا،ازدواج با من بخاطر رضای خود بود نه برای مادیات یا هر چیز دیگر.در همسر داری اش طوری رفتار می کرد که همه اش رضایت خدا را مد نظر داشت. سر سوزنی از تکالیفش را چه نسبت به من و چه در رفتار با دیگران کم یا زیاد نمی کرد. خودش را فانی در خدا می دید. هروقت می خواست کاری انجام بدهد، با خودش می اندیشید که آیا این کار رضایت خدا را درپیش دارد؟

بعد هم جوابش را به سرعت پیدا می کرد .نفوذ کلام بسیار بالایی داشت . حرف که میزد به دل همه می نشست. اگر اظهار نظری می کرد همه را تحت تأثیر قرار می داد. حرفی را نمیزد که قبلش آن را سبک و سنگین نکرده باشد. از حرفهای پراکنده پرهیز داشت. غیبت نمیکرد،تهمت نمی زد .

قبل از سفر حج یک سفر مشهد با هم رفته بودیم ماه عسل،. آنجا بود.که فهمیدم او انس و ارتباط فوق العاده ایی با ائمه معصومین(ع) دارد.طوری با امام رضا حرف می زد بسیارصمیمانه بود .این رفتار فقط در مشهد نبود،در روزهای عادی هم همین ارتباط را با ائمه داشت .

از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فناحرف می زد. نمی گفت شهادت، می گفت فنا. می گفت«این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به جنگ بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک شهید داشته باشم .»

زندگیمان ساده و بی آلایش بود. به زیورآلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است.او معتقد بود شهید واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد .

سال 66 با پدر و برادرش به نیابت از مادرش به سفرحج واجب رفت. دو تا از خواهر های من هم با کاروان دیگری به سفر حج مشرف شده بودند.روز جمعه رقیه را آنجا دیدند و می گفتند«در رفتارش یک جور سبکبالی دیده می شد انگار از خوشحال در پوست خود نمی گنجید»به آنها گفته بودند که باید با آب زمزم غسل شهادت کنم. او در راهپیمائی برائت از مشرکین در مکه مکرمه به شهادت رسید .

دست نوشته های رقیه، از زمان تحصیل تا وقتی که حزب جمهوری فعالیت می کرد بر گرفته از احادیث قرآنی و مضامین عالی از فراز هایی بسیار زیبا از ادعیه معصومین بود.در تمام نوشته هایش عرفان و رابطه عاشقانه با خدا مشهوداست وکمتر مضمون سیاسی و اجتماعی به خود گرفته است
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

14896694211204059.jpg

1489669421wb6k_bmka_300-------------400.jpg

اسامی و القاب و کنیه ی حضرت فاطمه زهرا (س)

#آیینه_خدا
اسامی و القاب و کنیه ی حضرت فاطمه زهرا (س) عبارتند از:
1ـ سیّدة : بانو
2 ـ انسیّةحوراء : انسان بهشتی
3 ـ نوریّة : موجودی از حقیقت نوری
4 ـ حانیّة : دلسوز فرزندان
5 ـ عُذراء : دوشیزه
6 ـ کریمة : بزرگوار
7 ـ رحیمة : با محبت ومهربان
8 ـ شهیدة : شهید شده
9 ـ عفیفة : پاکدامن
10 ـ قانعة : کم توقع
11 ـ رشیدة : کامل
12 ـ شریفة : شرافتمند
13 ـ حبیبة : دوست وبا محبت
14 ـ محرّمة : گرامی و مورد احترام
15 ـ صابرة : پایدار
16 ـ سلیمة : سالم، اهل سازش، بی عیب ونقص
17 ـ مکرمة : بزگوار وگرامی
18 ـ صفیّة : برگزیده
19 ـ عالمة : دانشمند
20 ـ علیمة : دانا
21 ـ معصومة : نگهداشته شده،بی گناه
22 ـ مغضوبة : ربوده شده،کسی که حقش غصب شده
23 ـ مظلومة : ستمدیده
24 ـ میمونة : خوش یمن وبابرکت
25 ـ منصورة : یاری شده ، خداوند او را یاری کرده است
26 ـ محتشمة : با حشمت و احترام
27 ـ جمیلة : زیبا
28 ـ جلیلة : بزرگ
29 ـ معظّمة : احترام گذاشته شده ، گرامی
30 ـ حاملة البلوی بغیر شکوی : بلا کش نستوه بی شکوه و شکایت
31 ـ حلیفة العبادة و التقوی : قسم خورده ی پرستش و پرهیزکاری
32 ـ حبیبة الله : محبوب خدا
33 ـ بنت الصّفوة : دخترِ برگزیده
34 ـ رکن الهدی : پایه ی هدایت
35 ـ آیة النّبوّة : نشان نبوّت
36 ـ شفیعة العصاة : شفاعت کننده ی گناهکاران
37 ـ اُمّ الخیرة : مادر نیکوکاران
38 ـ تفّاحة الجنّة : سیب بهشتی
39 ـ مطهرة : پاکیزه شدن
40 ـ سیدةالنساء : بزرگبانوی زنان
41 ـ بنت المصطفی : دختر حضرت مصطفی(ص)
42 ـ صفوة الرّبّها : برگزیده ی پروردگار
43 ـ موطن الهدی : جایگاه هدایت
44 ـ قرّة العین المصطفی : نور چشم پیامبر اکرم(ص)
45 ـ بضعة المصطفی : پاره ی تن پیامبر(ص)
46 ـ مهجة المصطفی : خون زندگی قلب مصطفی(ص) ، آخرین قطرات خون در قلب که موجب ادامه ی حیات است
47ـ بقیّة المصطفی : بازمانده ی حضرت رسول(ص)
48 ـ حکیمة : با حکمت و دارای فهم و ادراک حکیمانه
49 ـ فهیمة : با فهم
50 ـ عقیلة : خردمند
51 ـ محزونة : غمگین
52 ـ مکروبة : دل شکسته
53 ـ علیلة : بیمار و مریض
54 ـ عابدة : پرستنده
55 ـ زاهدة : پارسا
56 ـ قوّامة : شب زنده دار
57 ـ باکیة : گریه کننده
58 ـ بقیّة النّبوّة : باز مانده ی پیامبری
59 ـ صوّامة : بسیار روزه گیر
60 ـ عطوفة : با عاطفه و محبّت
61 ـ رئوفة : دلسوز و مهربان
62 ـ حنّانة : غمخوار و با محبّت
63 ـ بِرّة : نیکوکار
64 ـ شفیقة : دلسوز و مهربان
65 ـ إنانة : دردمند
66 ـ والدة الصّبتین : مادر دو نواده ی پیامبر
67 ـ دوحة النّبی : شاخسار پیامبر
68 ـ نور سماوی : نور آسمانی
69 ـ زوجة الوصیّ : همسر جانشین پیامبر
70 ـ بدر تمام‌ : ماه شب چهارده
71 ـ غرّة غراء : سپید رویِ نورانی
72 ـ درّة بیضاء : گوهر تابناک
73 ـ روح أبیها : روان پدر بزرگوارش حضرت رسول(ص)
74 ـ واسطة قلّادة الوجود : حلقه ی اتصال زنجیر هستی
75 ـ درّة البحر الشّرف و الجود : در دریای شرافت و سخاوت
76 ـ ولیّة الله : دوست خدا و کسی که خدا او را ولی قرار داده
77 ـ سرّ الله : راز نهانی خدا
78 ـ امینة الوحی : امین وحی الهی
79 ـ عین الله : دیده ی خدایی
80 ـ مکینة فی عالم السّماء : دارنده ی جایگاه در عالم آسمان
81 ـ جمال الآباء : موجب زیبایی پدران
82 ـ شرف الأبناء : افتخار برای فرزندان
83 ـ درّة البحر العلم و الکمال : درّ دریای دانش و کمال
84 ـ جوهرة العزّ و الجلال : گوهر تابناک عزّت و بزرگوار
86 ـ مجموعة الماصر العلّیّة : گرد آورنده ی یادگارهای برین
87 ـ مشکوة نور الله : چراغدان نور الهی
88 ـ زجاجة : شیشه وچرغدان نور الهی
89 ـ کعبة الآمال لأهل الحاجة : کعبه آرزوهای نیازمندان
90 ـ لیلة القدر : شب قدر:مقصود از “لیلةالقدر” در قرآن فاطمه(س)است
91 ـ لیلة مبارکة : شب با برکت
92 ـ ابنة من صلّت به الملائکة : دختر آن کس که فرشتگان به او اقتدا کرده و نماز خواندند
93 ـ قرار قلب امّها المعظّمة : آسایش بخش دل مادر بزگوارش
94 ـ عالیة المحلّ : بلند جایگاه
95 ـ سرّ العظمة : راز بزرگی وبزرگواری
96 ـ مسکورة الظلع : پهلو شکسته
97 ـ رضیض الصّدر : سینه شکسته
98 ـ مغضوبة الحق : کسی که حقش غصب شده است
99 ـ خفی القبر : کسی که قبرش پنهان است
100 ـ مجهولة القدر : قدر ناشناخته
101ـ ممتحنة : آزمایش شده
102 ـ المظلوم زوجها : کسی که هسرش ستم دیده است
103 ـ المقتول ولدها : فرزند کشته شده
104 ـ کوثر : صاحب خیر فراوان ، صاحب فرزندان بسیار

1489662736tyuyu.gif

1489662736aksgif_ir_fatemeh_gif___________1.gif

1 2

  • سخنان بزرگان

  • سايبري

  • کاربران آنلاین

    • شمس
    • انــــتـــــــظاری
    • صهباء
    • تســـنیم
    • عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن
    • اسحاق طلبه
  • حباب

    کد حباب و قلب
    کد حباب و قلب
  • ك

  • گ

  • پ

  • http://blog69.kowsarblog.ir/

  • ف

  •  
    مداحی های محرم