موضوع: "تربیت فرزند"

تفسیر اشکال نقاشی کودکان

✅ -زیاد بودن دکمه ها در لباس آدمک ترسیم شده نشانه کمبود اعتماد به نفس در کودک است

✅ -وجود حیوانات در نقاشی بیانگر حس طبیعت گرایی کودک می باشد.

✅ - ابر در نقاشی کودک سمبل مادر و خورشید سمبل پدر است .

✅ -اشکال نوک تیز و خطوط شکسته بیانگر خشونت در زندگی است.

✅- پشت سر هم و ردیف بودن اشکال رسم شده مانند جوجه های یک مرغ به دنبال او ، نشانگر استعداد ریاضی کودک می باشد.

✅ -با توجه به عناصر رسم شده در یک سوم پایین نقاشی میتوان به احساس کودک در گذشته اش پی برد.

✅-با توجه به عناصر رسم شده در یک سوم وسط نقاشی به احساس کودک در زمان حال می توان پی برد.

✅- عناصر رسم شده در یک سوم بالای نقاشی نشانه احساس کودک به آینده خود است.: خطوط نقاشی کودکان :

🔮خطوط نازک و هماهنگ در نقاشی کودک،نشان دهنده ی سازگاری کودک است.

🔮خطوط کوچک و فشرده،نشانه ی ناراحتی درونی کودک است.

🔮خطوط مارپیچ نشانه ی پرخاشگری در کودک است.

🔮خطوط نازک و ملایم،احساسات عاطفی کودک را می رساند.

🔮خطوط کوتاه،خجالتی بودن و خطوط کمرنگ،کمبود جوش و خروش را می رساند.

✳اگر در صفحه نقاشی بیشتر از نصف صفحه خالی بماند و نقاشی کوچک باشد نشانه ی اعتماد به نفس پایین کودک است.

✳اگر کودک مرتب نقاشی کند و پاک کند نشانه ی ترس و اضطراب درونی اوست.

✳در مورد نقاشی خانه،اگر در و پنجره ای برای خانه نکشد،نشانه ی وابستگی شدید به مادر است.

🏡بهترین نقاشی که نشانه ی روان سالم در کودک است،کشیدن خانه با دودکش و پنجره و در و پرده و آنتن است.

🔆خورشید در نقاشی کودک،نماد پدر است.خورشید با چشم و ابرو رابطه ی خوب با پدر را می رساند و خورشید سیاه ،تیرگی رابطه با پدر را می رساند.

👬اگر کودک آدمکی را نقاشی کند :

💥سر بزرگتر از بدن،ناسازگاری کودک را می رساند.

🔴سر به تنهایی بدون بدن،اضطراب را می رساند

فوائد حاملگی برای بدن

فوائد حاملگی برای بدن
بسیاری از خانم ها فکر می کنند که حاملگی یک تحمیل شدید به بدن انسان می باشد و می تواند باعث ایجاد گرفتاری ها و بیماری های فراوان در بدن خانم ها شود، ولی از نظر علمی کاملاً برعکس است و در این مقاله ما متوجه خواهیم شد که حاملگی نه تنها روی سلول ها اثر منفی ندارد بلکه می تواند با ایجاد تغییرات مثبت روی سیستم های بدن مادر به خصوص سیستم گردش خون و سیستم ایمنی، بسیاری از ناراحتی ها و بیماری های موجود را برطرف کند و همچنین جلوی ایجاد بسیاری از بیماری ها را بگیرد.
متابولیسم بدن مادر در طی بارداری چه تغییرات مثبتی می کند؟
به علت افزایش ترشح تعداد زیادی از هورمون ها در طی بارداری (مثل هورمون تیروئید یا تیروکسین، هورمون های قسمت قشری غده ی آدرنال و هورمون های جنسی)، میزان متابولیسم پایه سلول ها در مادر حامله افزایش می یابد، یعنی بطور مثال اگر موتور سلول های یک زن در حالت غیر بارداری با عدد 85 کار می کند در طی حاملگی این عدد به 100 می رسد و با تولید انرژی بالاتر سلول ها گرمتر و پرانرژی تر می شوند و این افزایش انرژی عمومی کارآیی کلی تمام سیستم های حیاتی مادر باردار را افزایش می دهد، که از جمله می تواند به سیستم ایمنی و سیستم گردش خون اشاره نمود که خود این دو سیستم می تواند به بهبود عملکرد سایر سیستم های بدن مادر حامله کمک نماید.
به علاوه مادر باردار به علت این افزایش متابولیسم سلولی، میزان انرژی عضلانی بیشتری را دارا خواهد بود.
می دانیم که بسیاری از بیماری های انسان به علت کاهش عملکرد سلول های ایمنی وگردش خون ضعیف است که علت آن کمبود انرژی سلولی می باشد و لذا بارداری اگر همراه با رعایت مثلث سلامت به طور کامل و دقیق باشد، می تواند بسیاری از بیماری های زمینه ای را برطرف نماید و یا حتی جلوی بوجود آمدن بسیاری از بیماری ها را بگیرد.
از جمله این بیماری ها می توان به سرطان ها اشاره نمود، که نقش قدرت سیستم ایمنی در جلوگیری از بوجود آمدن آن ها و همچنین سد بندی در برابر انشار این بیماری های خطرناک کاملاً آشکار است، شاید دلیل وجود آمار بالاتر سرطان در زنان ازدواج نکرده و بدون زایمان در مقالات علمی همین موضوع باشد.
تغییرات دستگاه گردش خون مادر در حاملگی:
جریان خون در رگهای مادر و خروجی قلب مادر باردار، حدود 30 تا 40 درصد از حالت غیر بارداری بالاتر رفته و همچنین حجم خون مادر حدود 30 درصد افزایش می یابد، خون مادر رقیق تر می شود و همین رقیق تر شدن خون موجب خون رسانی بهتر به تمام سلول های بدن می شود و در نتیجه میزان اکسیژن رسانی به سلولها افزایش می یابد و در نتیجه کارآیی سلولی در تمام بدن مادر افزایش می یابد.
عملکرد کلیه ها در مادر حامله:
مقدار تشکیل ادرار در مادر باردار به علت افزایش متابولیسم و افزایش دریافتی مایعات زیادتر از حالت غیر بارداری می شود. و همین موضوع در رقیق شدن ادرار و کاهش احتمال تولید سنگ های کلیوی تأثیر دارد و به علت افزایش جریان خون کلیوی و فیلتراسیون کلافه های گلومرولی کلیه ها، عملکرد سلول های لوله های جمع کننده ی ادراری و سلول های پوشاننده ی کلافه های گلومرولی بهتر می شود و شاید باردار شدن در مجموع برای کلیه های یک مادر باردار، نقش بهبود دهنده ی انرژی سلول ها را ایفا نماید و باعث کاهش بیماری های کلیوی در مادر حامله گردد.
نکات مهم:
1٫ تمام اینها منوط به رعایت کامل و صددرصدی مثلث سلامت بسیار پیش تر از حامله شدن مادر است، که زمینه حاملگی در بستر سلول های سالم اتفاق بیافتد وگرنه حامله شدن در بستر بیماری های عدیده ی سلولی ناشی از بدی تغذیه و خوردن مرغ صنعتی، گوشت گاو، فست فود ها، روغن نباتی ها شامل جامد، مایع و مخصوص سرخ کردنی، گوجه و رب گوجه فرنگی، نمک تصفیه شده ید دار سمی، مصرف آب کلردار فراوان و … . قطعا می تواند همراه با بروز بیماری هایی در حین حاملگی برای مادر و جنین باشد؛ از جمله ی این بیماری ها می توان به فشار خون حاملگی، دیابت حاملگی و شعله ور شدن بیماری های روماتیسمی در بارداری و همچنین چاقی بیش از حد و خطر افزایش بیماری های قلبی اشاره نمود، پس اگر می خواهید حاملگی خوبی را سپری نمائید و دارای فرزندی سالم و باهوش باشید باید حداقل از شش ماه قبل از بارداری دستورات مثلث سلامت را بطور کامل رعایت نمائید، البته در موارد اورژانس می توان از رعایت کامل مثلث سلامت در حداقل 40 روز قبل از حاملگی استفاده نمود.
دکتر حسن اکبری
متخصص آسیب شناسی سلولی،
دانشیار پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی،
محقق و مدرس طب اسلامی ایرانی

* کودک در کنار همسال خود بهتر تربیت می شود

آسیب های زندگی تک فرزندی

سلامت نیوز: خیلی از پدرها و مادرها به مشاوران و روان شناسان مراجعه می کنند و از تربیت فرزندانشان اظهار ناتوانی می کنند. این مسأله شامل آدم های باسواد و تحصیل کرده هم هست. توصیه همیشگی ما به این پدرها و مادرها این است که تربیت کودکشان را با همسالان کودک تنظیم کنند. به عبارت دیگر، کودکان با همسالان خود به ویژه برادر و خواهر تنظیم می شوند.

دکتر رضا پورحسین، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران پیرو ابلاغ سیاست های کلی جمعیت توسط مقام معظم رهبری، معتقد است که فرزندآوری، تولید یک «سرمایه ی روانی» است .

دکتر پورحسین طی یادداشتی در پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، به بررسی جوانب و آسیب شناسی زندگی تک فرزندی پرداخته است که در ادامه مشروح این نوشتار را می خوانید:

* کودک در کنار همسال خود بهتر تربیت می شود

خیلی از پدرها و مادرها به مشاوران و روان شناسان مراجعه می کنند و از تربیت فرزندانشان اظهار ناتوانی می کنند. این مسأله شامل آدم های باسواد و تحصیل کرده هم هست. توصیه همیشگی ما به این پدرها و مادرها این است که تربیت کودکشان را با همسالان کودک تنظیم کنند. به عبارت دیگر، کودکان با همسالان خود به ویژه برادر و خواهر تنظیم می شوند. این کار باعث یک تربیت خودبه خودی در کودکان می شود که والدین تنها نقش هدایت کلی و نظارت بر رفتار آنان را خواهند داشت. متأسفانه خانواده هایی که کودکشان در خانه از ارتباط با یک همسال برخوردار نیست و تنها در مهدکودک با همسالان خود ارتباط برقرار می کند، به لحاظ تربیتی تنظیم نمی شود؛ به خصوص که ارتباط در مهد و مدرسه تحت یک انضباط آموزشگاهی قرار دارد و عملاً حالت ارتجالی و خودبه خودی در تربیت کودک به وجود نمی آید.

در دهه های گذشته وضع بزرگ شدن فرزندان طوری بود که وقتی بچه ای با دیگر بچه ها بازی می کرد، درحین بازی تعامل و ارتباط خوبی را با همسالان برقرار می کرد. گاهی او را هول می دادند و گاهی او دیگران را هول می داد، گاهی او با دیگری درگیر می شد و گاهی دیگری با او درگیر می شد. همین برخوردها و کنش ها و واکنش ها، بچه ها را از نظر تربیتی تنظیم می کرد که چگونه باید عمل کنند و چگونه باید رفتار خود و دیگران را اصلاح نمایند.

شرایط امروز ما کمتر اجازه این گونه تربیت را به والدین و بچه ها می دهد که باید برای آن فکری کنیم. ما خانواده های بسیاری را دیده ایم که شش هفت بچه داشته اند که همه شان موفق هستند. یکی از نمونه های آن مادری است در اردبیل که همسرش شهید شده و این خانم که سواد خواندن و نوشتن هم ندارد، شش فرزند را به نحوی تربیت کرده که همه شان تحصیلات بالا و موقعیت های اجتماعی خوبی دارند. آیا این اتفاق، یک اتفاق تصادفی بوده است؟ امکان ندارد. چطور ممکن است که یک زن بدون شوهر و بدون سواد، نوع تربیت کردن و سبک زندگی اش به گونه ای بوده که بچه هایش همه در سطوح بالای تحصیلی قرار دارند؟ و چه بسا در همسایگی این مادر، زن و شوهری هم بودند که تحصیلات بالایی داشتند، اما در تربیت تک فرزند خودشان هم درمانده اند.

شما اگر یک بررسی پیمایشی انجام دهید، می بینید مادرانی که بچه های بیشتری دارند، به لحاظ تربیت فرزندان از مادرانی که یک یا دو بچه دارند، راحت ترند. مثالی هم بین خودشان می زنند که بچه ی دوم و سوم دیگر خودش بزرگ می شود.

* مهدکودک و مدرسه جایگزین «خانه» نمی شوند

اگر شرایط و اقتضائات به گونه ای شود که فرزندان در خانه با همسالان خود و در کنار آن ها بزرگ شوند، تنظیم تربیتی بهتری اتفاق می افتد. این مسأله که از نظر علمی ثابت شده است، «پیوست فرهنگی» سیاست جمعیتی جدید کشور است. اگرچه مهدکودک و مدرسه، چنین فضایی را برای تنظیم تربیتی کودکان فراهم می کند، اما تحت تأثیر بودن این محیط ها از ساختار و انضباط سازمانی معمولاً متناسب با شرایط کودکی که در چهارچوب های سازمانی نمی گنجد نیست. به همین دلیل بچه ها در محیط های آموزشگاهی به نحو گلخانه ای تربیت می شوند. بهترین محیط تربیت آن محیطی است که بچه ها هنگام خوابیدن، غذا خوردن، سفر و در تمام ابعاد زندگی در آن محیط زندگی کنند؛ یعنی زندگی با خواهر و برادر.

البته در گذشته، بچه ها غیر از فضای خانه در فضای بیرون خانه شامل کوچه و محله هم به یک تنظیم تربیتی می رسیدند. این تنظیم تربیتی در فضاهایی مانند هیئات محله هم وجود داشت و اتفاقات خوب تربیتی در همین جمع ها می افتاد. هیئتِ محلی جایی است که بزرگ ترهای محل از اطراف می آیند و در آن شرکت می کنند و بچه ها در چنین جمع هایی تنظیم محلی می شوند. برخلاف آن که می گویند هیئت یک محیط بی انضباط است، من می گویم هیئت بهترین انضباط را در درون خودش دارد، اما انضباطی نانوشته که محل خوبی برای تربیت کودکان است. اگرچه در شهرسازی های جدید و وارداتی و فرهنگ شهرنشینی کنونی، این فضای بیرون از خانه تقریباً از بین رفته یا در حال از بین رفتن است.

* شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» پیوست تربیتی نداشت

مدتی است که دارم فکر می کنم این شعار و سیاست «فرزند کمتر، زندگی بهتر» پیوست تربیتی نداشته است و در آن زمان به پیامدهای تربیتی آن توجه نشده است. این شعار بیشتر یک پیوست اقتصادی داشته و چون بنای اصلی را بر محاسبات اقتصادی می گذاشتند، به مسائل بهداشت روان و به تربیت توجه نشده است.

به نظرم از این به بعد لازم است که ما برای طرح های بزرگی که اجرا می کنیم، حتماً «پیوست بهداشت روان» هم در نظر بگیریم. اگر بخواهیم این پیوست را رایج کنیم لازمه اش این است که متخصصین و علمای تعلیم و تربیت در سیاست گذاری و برنامه ریزی های کلان دخالت داده شوند و از این افراد خواسته شود تا برای طرح های بزرگ، پیوست تربیتی تهیه کنند.

* تصور غلط «هر بچه یک اتاق»

بسیاری از خانواده ها نسبت به مسائل فرزندانشان حساس هستند و حاضرند هر کاری که به صلاح فرزندانشان است، انجام دهند؛ اما به دلیل انگاره های شرایط کنونی مانند این که «هر بچه با یک اتاق تعریف می شود» و به دلیل دیگر انگیزه های اقتصادی از فرزنددار شدن خودداری می کنند. وقتی من به بعضی مراجعین خودم می گویم بچه ی دوم بیاورید، در مقابل من چیزی نمی گویند، ولی وقتی می روند با خودشان می گویند پس فضای خانه مان را چه کار کنیم؟ انگیزه های اقتصادی و انگاره های اجتماعی فعلاً خیلی تأثیرگذارند و آدم ها در برابر این انگاره ها منفعل هستند. درحالی که ما به لحاظ عقیدتی مشکلی نداریم. خداوند رزاق است. اگر مردم ما بدانند که تربیت فرزندان در کنار هم و با همسالان، بسیاری از مشکلات تربیتی فرزندشان را برطرف می کند، حاضرند حتی مشکلات اقتصادی را تحمل کنند تا فرزندشان از نظر بهداشت روان و تربیت در وضعیت بهتری قرار داشته باشد.

در شرایط کنونی جامعه که هر بچه با یک اتاق تعریف می شود، وقتی می گوییم چهار بچه یعنی باید چهار اتاق داشته باشیم! در حالی که دو تا اتاق برای چهار بچه کافی است. بسیاری از فضایی که بچه ها در آن قرار دارند و بزرگ می شوند در اتاق نشیمن و پذیرایی است. از طرفی مشکلی هم پیش نمی آید که در موقع خواب دو یا سه بچه در یک اتاق بخوابند؛ تازه در این شرایط به لحاظ عاطفی به هم نزدیک تر می شوند.

* فرزندآوری، تولید یک ثروت روانی

از جمله فواید فرزندآوری، تولید یک «سرمایه ی روانی» است. یکی از نیازهای اصلی انسان که در همه مکاتب روانشناسی مورد تأکید قرار گرفته، «احساس مولد بودن» است. احساس مولد بودن به انسان آرامش می دهد. البته یکی از پروژه های مولد بودن فرزندآوری است؛ کارآفرینی اقتصادی، تألیف کتاب و نگارش مقاله، هر کدام می تواند به انسان احساس مولد بودن بدهد. اما آن چه که در طول زندگی همراه انسان است و به او آرامش می دهد، تولید فرزند است. انسان در این وضعیت احساس بی پناهی نمی کند.

از منظر دیگر با وجود فرزندان بیشتر در خانواده، آرامش روانی افراد بیشتر می شود و این آرامش روانی در استحکام خانواده تأثیرگذار است. وجود بچه عامل مهمی است در این که خانواده ها دور هم جمع بشوند. یک نکته ی روانشناختی و جامعه شناختی در این مسأله وجود دارد و آن این است که ما فرض بگیریم که از این وضعیت تک فرزندی و دو فرزندی کنونی 10 سالی بگذرد. در این شرایط دیگر بسیاری از واژه هایی که ما در محیط خانوادگی استفاده می کنیم، برای فرزندان ما وجود خارجی نخواهند داشت. دیگر «برادر» و «خواهر» مفهوم عینی برای فرزندان ما ندارند و تنها یک مفهوم لغوی خواهند بود. پس از گذشت یک نسل، برای مفاهیم خاله، دایی، عمو و عمه و فرزندان آن ها هم چنین اتفاقی می افتد. در واقع کسانی که اشخاص به آن ها منتسب می شوند کمتر خواهد شد. در حالی هر چقدر تعداد افراد منتسب به افراد بیشتر باشد، آرامش آن ها در زندگی بیشتر است. یعنی احساس این که ما قابل اتکا کردن برای دیگران هستیم و این که ما به دیگران اتکا داریم به انسان آرامش می دهد. این یک اصل روانشناختی است.

سلامت نیوز: آسیب های زندگی تک فرزندی

هزینه های روحی تک فرزندی بالاست

تاریخ : 1394,سه شنبه 05 آبان14:38

نگاهی به پیری جمعیت در گفتگو با دکتر سیما فردوسی‌پور؛

کودکان تک فرزند در رقابت های جامعه کم می آورند/ هزینه های روحی تک فرزندی بالاست

کودک تک فرزند هرچه به پدر و مادر خود گفته است آن ها گوش کرده و به آن عمل کرده اند این در حالی است که جامعه چنین شرایطی را برای این کودک فراهم نمی کند و نمی تواند توقعات این کودک را به طور کامل برآورده کند.

خبرنامه دانشجویان ایران: تک فرزندی یکی از آسیب های دهه های اخیر است که گریبان اکثر خانواده های ایرانی را گرفته است. بسیاری از خانواده ها با میل قلبی به استقبال این پدیده نامبارک رفته اند. تک فرزندی اما موضوعی است که در سه سطح اثرات مهمی را از خود باقی می­گذارد. خود فرزندان، خانواده های تک فرزند و جامعه ای که خانواده های آن تک فرزند هستند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اینکه به چه دلیل خانواده ها تصمیم میگیرند به یک فرزند بسنده کنند و این تک فرزندی چه آسیب هایی را در آینده به دنبال دارد پرسش هایی هستند که برای یافتن پاسخ آن ها به سراغ دکتر سیما فردوسی کارشناس خانواده رفته ایم. گفتگوی خبرنگار ما را با فردوسی در ادامه می خوانید:

* علل گرایش خانواده ها به تک فرزندی چیست؟

علت های مختلفی برای گرایش خانواده ها به تک فرزندی شناسایی شده است برخی افراد و خانواده ها به خاطر سختی کشیدن در برخورد با فرزند اول خانواده خود به دلیل اینکه کودکشان از نوع فرزندان سخت و مشکل بوده است، تمایلی به داشتن فرزان بیشتر ندارند.

این فرزندان اگرچه غالبا اختلالاتی ندارند اما به خاطر اینکه پدر و مادر خود را اذیت می کنند، والدین آن ها تصمیم می گیرند همان یک کودک را داشته باشند چرا که توانایی تحمل سختی های کودک دوم را ندارند.

برخی دیگر از خانواده ها به خاطر شرایط جدید در سبک های زندگی پس از تولد فرزندشان دیگر نمی‌توانند بچه دار شوند و به دلایل پزشکی همان یک فرزند را داشته و توانایی داشتن فرزندان دیگر را ندارند و از این‌رو به اجبار تک فرزند می شوند.

برخی از خانواده ها نیز تحت تأثیر محیط قرار گرفته و تک فرزندی را انتخاب می کنند این محیط شامل صحبت ها تجربه ها و نصیحت های دیگران مبنی بر بهتر بودن زندگی تک فرزندی است.

تعداد دیگری از خانواده ها به این دلیل تک فرزندی را انتخاب می کنند که گمان می کنند از عهده ی داشتن فرزندهای بیشتر بر نمی آیند. این افراد مسائل مختلفی از قبیل اقتصادی، تربیتی امکانات رفاهی، آینده شغلی و غیره را دلیل اصلی خود می دانند، که این مسائل جزو مسائل شخصی آن ها به شمار می رود.

نوع تفکر برخی از خانواده ها به شکلی است که داشتن فرزندان بیشتر را بی اهمیت تلقی می کنند به شکلی که معتقدند زمانی که صرف تربیت فرزندان بیشتر کنند را بهتر است برای همین یک فرزند خود در نظر بگیرند.

همه مواردی که ذکر شد در جای خود نیازمند بررسی های بیشتر و کارشناسانه تری است اما نمی توان به طور قاطعانه اظهار داشت که کودکان تک فرزند بدون مشکل هستند؛ وقتی می گوییم مشکل، منظور ما این نیست که الزاما همه کودکان تک فرزند کمبودها و مشکلاتی نظیر بیماری ها، اختلالات و … دارند. به طور کلی می توان گفت: کودکان تک فرزند مسائل خاص مربوط به خود را دارند.

به عنوان مثال کودکی که تک فرزند است همیشه پدر و مادر وی همه ی امکانات را در اختیار او قرار داده‌اند و از این‌رو حس رقابت سالم که میان خواهر ها و برادرها در یک خانواده وجود دارد در این کودک وجود نداشته و این کودکان از این تجربه محرومند؛‌این کودک در جامعه از نطر مسائل رقابتی دچار مشکل شده و به اصطلاح در رقابتهای جامعه کم می آورد.

کودک تک فرزند هرچه به پدر و مادر خود گفته است آن ها گوش کرده و به آن عمل کرده اند این در حالی است که جامعه چنین شرایطی را برای این کودک فراهم نمی کند و نمی تواند توقعات این کودک را به طور کامل برآورده کند.

این کودکان بسیار پر توقع تربیت می شوند. اعتماد به نفس این کودکان پایین بوده و فکر می کنند همه باید مطیع آن ها باشند؛ این کودکان در دوستیابی به مشکل های اساسی بر می خورند که همه این موارد مسائلی است که در نهایت موجب رنجش این کودکان می شود.

بسیاری از تک فرزندها با صراحت اظهار می کنند که ما بسیار تنها هستیم که از نظر روانشناسی شرایط ایده آل برای فرزند در این است که در طول زمان رشد خود تنها نباشد.

در سال های کودکی و نوجوانی داشتن خواهر و برادر یک امتیاز محسوب می شود و بسیار مفید است؛ همفکری کردن شریک بودن در غم ها و شادی، یاد گرفتن مشارکتی بسیاری از مسائل، رفع تنهایی و … از جمله امتیازهایی است که کودکان تک فرزند از آن محروم اند.

* آسیبهایی که خانواده تک فرزند را تهدید می کند چیست؟

در کنار آسیب هایی که خود کودک تک فرزند با آن ها روبروست آسیب های متعددی هم خانواده این کودکان را تهدید می کند؛ این خانواده ها همواره نگران هستند و فکر می کنند که اگر خدای ناکرده مشکلی برای این یک کودک شان بوجود بیاید هیچ کاری از آن ها ساخته نیست.

این والدین همواره زندگی پر استرسی را داشته و از بوجود آمدن یک اتفاق نگران هستند. خانواده هایی هم که توانایی داشتن فرزند بیشتر را نداشته اند همواره در حسرت این موضوع به سر می برند که چرا ما نباید فرزندان بیشتری داشته باشیم.

با ازدواج تنها فرزند این خانواده ها و یا دور شدن آن ها تحت هر اتفاقی، والدین این فرزندان احساس خلاء بیشتری در زندگی خود می کنند؛ این در حالی است که اگر تعداد فرزندان 2 یا بیشتر از آن باشد وقتی یکی از فرزندان از خانواده دور می شود فرزندان دیگر به عنوان تسلای خاطر والدین حضور داشته و این خلاء برای والدین کمتر بوجود می آید؛ این والدین تنهایی خود را با فرزندان دیگر پر می کنند.

* آیا تک فرزندی تأثیری بر انسجام خانواده‌ها دارد؟

انسجام خانواده ها بیشتر به روابط میان والدین بستگی دارد اما می توان گفت: تعداد فرزندان روی این موضوع نیز تأثیرگذار است؛ وقتی والدین فرزندان بیشتری داشته باشند به هر حال باید برنامه ریزی بیشتر و در ادامه وقت زیادتری را به موضوع خانواده و برطرف ساختن نیازهای خانواده اختصاص بدهند که این موضوع باعث می شود پیوند والدین، شراکت آن هاو تلاش­شان در راستای رفع نیازهای فرزندان بیشتر شود.

این موضوع حس باهم بودن ، یک خانواده بودن، و وحدت میان والدین را بیشتر می کند که در نهایت منجر به انسجام بیشتر خانواده می شود.

* آسیبهای تک فرزندی در بعد اجتماعی به چه شکلی بوده است؟

انسان ها با شخصیتی که در خانواده شکل می گیرد وارد اجتماع می شوند؛ در اجتماع این کودکان از نظر زندگی اجتماعی، ارتباط با افراد جامعه، دوستیابی، حضور در محل کار و غیره نیازمند شکل گیری یک شخصیت درست در خانواده خود هستند. به عبارت دیگر یک فرد بر اساس عادات، ویژگی های شخصیتی و تربیتی و امثالهموارد جامعه می شود.

جامعه در بسیاری از موارد، حالت‌ها، عادات و ویژگی های یک کودک تک فرزند را نمی‌پذیرد و آن ها را رد می کند؛ فردی که می خواهد خودمحور باشد یا همیشه در کانون توجه ها قرار بگیرد مورد پذیرش جامعه نخواهد بود.

کودک تک فرزند خودمحور بوده و همیشه تنها خود را در نظر می گیرد که افزایش این ویژگی در جامعه مشکلات زیادی را به دنبال خواهد داشت.

در هر قسمتی از جامعه مانند اجتماع کاری، اجتماع تحصیلی، اجتماع دوستی و حتی در زمینه ازدواج این فرزندان نمی توانند موفق باشند و حتی آسیب هایی را به جامعه وارد می کنند.

کودک تک فرزند به دنبال دریافت توجه های بیش از حد و دریافت­های افراطی از جامعه بوده که اگر نتواند به خواسته های مطلوب خود برسد هم به خود آسیب رسانده و هم آسیب­های جدی را متوجه اجتماع می‌کنند چرا که آسیب‌های جامعه منعکس کننده ی آسیب­های فردی است.

تک فرزندی منجر به رواج فرهنگ فرزند سالاری در جامعه شده و این فرهنگ افراد جامعه را افرادی طلبکار تربیت می‌کند. تک فرزندی منجر به افزایش روحیه زیاده خواهی در جامعه حتی خارج از چارچوب های فرهنگی، عرفی، شرعی می شود.

* جایگزین‌هایی که کودک تک فرزند برای جبران خلأ خواهر و برادر استفاده می کند چه آسیبهایی را می تواند برای او به دنبال داشته باشد؟

این کودکان به شدت به دوستان خود وابسته می شوند به عبارت دیگر دوستان خود را جایگزین خواهر و برادر های نداشته خود می کنند؛ از این رو تحت هر شرایطی می خواهند دوستان خود را حفظ کنند که این موضوع منجر به باج دادن به دوستان خود می شود تا این کودکان دوستان خود را برای مدت زمان بیشتری در کنار خود نگهدارند.این کودکان ممکن است به خاطر وابستگی های زیاد خود به دوستان­شان هر پاسخ مثبتی را به آن ها بدهند.

البته ممکن است به سمت جایگزین‌های مثبت برای پر کردن خلاء داشتن خواهر و برادر نیز کشیده شوند. به طوری که به دنبال سرگرم کردن خود با مهارت­های هنری، ورزشی، فرهنگی، مذهبی، آموزشی و … بروند که همین موضوع منجر به پیشرفت­های زیادی در زندگی آن ها می شود.

هر چند گرایش این کودکان به مهارت‌ها ممکن است کمتر اتفاق بیفتد اما رابطه این افراد با دوستان­شان بسیار متعادل تر می شود.

* توضیح مختصری در مورد جامعه بدون دایی، خاله، عمه و عمو و آسیب‌های ناشی از آن بفرمایید؟

کودکان تک فرزند در هر حال بزرگ شده و تشکیل خانواده می دهند که در صورت داشتن یک ازدواج موفق صاحب فرزند می شوند اما فرزندان آن ها همواره با سوال­هایی نظیر اینکه چرا من خاله، دایی، عمه یا عمو ندارم مواجه می شوند و همین موضوع منجر به ایجاد حس تنهایی در فرزندان والدین تک فرزند نیز می شود

داشتن فامیل و محبت­های ناشی از آن که در نهایت منجر به توجه بیشتر به فرزندان می شود یکی از نیازهای اساسی به شمار می رود. فرزندان علاوه بر محبت والدین نیازمند چشیدن محبت­های دیگری از جمله محبت فامیل­های وابسته نیز هستند که همه این موارد سیستم ایمنی روانی فرد را تقویت می کند و حمایت­های بزرگی برای افراد در زندگی محسوب می شود و افراد می توانند با پشتوانه قوی تری در جامعه حاضر شوند

همین موضوع منجر به افزایش تحمل افراد در برابر استرسها، سختی ها و ناملایمات در زندگی می شود چرا که فرد احساس بی کس و کاری نمی کند و می داند افرادی هستند که خالصانه او را حمایت می کنند.
«خبرنامه دانشجویان ایران»؛

آسیب های جامعه در پی تک فرزند بودن خانواده ها

آسیب های جامعه در پی تک فرزند بودن خانواده ها
کودک تک فرزند روابط فرزند و والدین برخی آسیب‌های تک‌فرزندی بچه‌های تک فرزند اخلاق کودکان تکی
می خواهیم آسیب های اجتماعی و پیامدهای مهم تک فرزندی را در جامعه بدانیم و از مضرات و معایب تک فرزند دارشدن اطلاعاتی کسب کنیم.
در کشور ما در سال‌های اخیر، بویژه پس از انقلاب اسلامی، کنترل جمعیت از طریق «تنظیم خانواده»، موضوعی چالشی و بحث‌انگیز بوده است.

چالش‌های جمعیتی در قالب محورهایی نظیر جمعیت و شهرنشینی، جمعیت و اشتغال، جمعیت و محیط زیست، توزیع درآمد و فقر، امنیت غذایی، سواد و آموزش، برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، سیاست اجتماعی، بهداشت و سلامت، تغییر ساختار سنی جمعیت و پیامدهای آن و آینده باروری در ایران مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. جمعیت ایران هم‌اکنون جزو ده کشوری است که بسرعت به سمت کهنسالی در حال حرکت است و از این جهت در جایگاه ششم جهان قرار دارد. به گونه‌ای که در ۲۰ سال آینده، وارد مرحله اول سالمندی جمعیتی خواهد شد و در ده سال آینده، مرحله دوم سالمندی را تجربه خواهد کرد. این خطری بالقوه برای کشور محسوب می‌شود؛ زیرا کاهش جمعیت به معنای کاهش نیروی انسانی کارآمد و فعال است و چاره آن وارد کردن نیروی کار و کارشناسان فنی از دیگر کشورهاست، که خود راه دیگری برای ورود فرهنگ بیگانه به کشور است.

پیامدهای کاهش جمعیت

مهم‌‌ترین نیاز اولیه توسعه اقتصادی، وجود نیروهای جوان، فعال و کارآمد است، از آنجا که کاهش جمعیت موجب پیری جمعیت می‌شود که خود مانعی برای رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود. به عبارت دیگر، در شرایط کنونی که جامعه اسلامی ما با معضل کاهش جمعیت مواجه است می‌توان این امر را عامل مهمی برای عقب‌ماندگی و عدم توسعه کشور دانست.با کاهش و رشد منفی جمعیت، جمعیت جامعه پیر می‌شود و از نشاط و سرزندگی لازم برخوردار نخواهد بود؛ زیرا جوانان مایه پویایی و سرزندگی جوامع هستند و اغلب نوآوری‌ها، خلاقیت‌ها و نیز جهش‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از سوی نیروهای جوان به منصه ظهور می‌رسد.

آسیب‌های اخلاقی و تربیتی

از یک سو، به آسیب‌های اخلاقی و تربیتی‌ای که متوجه خانواده‌های کم‌جمعیت، بویژه تک‌فرزندی است و از سوی دیگر، به منافع و فوایدی که در خانواده‌های پرجمعیت وجود دارد، باید توجه کرد زیرا کودکان در خانواده‌های کم‌جمعیت، بویژه تک‌فرزندی، همواره با سلسله خواست‌ها و انتظارات بی‌پایانی رشد می‌کنند که همه یا اکثر آنها برآورده می‌شود. از این رو، فرزندان در چنین خانواده‌هایی با مفاهیم ارزشی و اخلاقی‌ای نظیر قناعت، ایثار، گذشت، کمک به همنوعان، صبر، شکیبایی، تحمل و مدارا بیگانه خواهند بود. از سوی دیگر، به دلیل اصالت رفاه و لذت، والدین نیز فرزند بیشتر را «مزاحم» تلقی می‌کنند. والدین در چنین خانواده‌هایی، از نعمت فرزندان، بی‌بهره خواهند بود.

برخی آسیب‌های تک‌فرزندی

۱ـ فرزندسالاری: در خانواده‌های تک‌فرزندی، بیش از حد به خواسته‌ها و مطالبات فرزند توجه شده و اغلب افراط و زیاده‌روی والدین در برآوردن خواسته‌های تنها فرزندشان مشاهده می‌شود. این توجه بیش از حد والدین و قرار دادن فرزند در کانون توجهات اثرات سوئی بر شخصیت کودک دارد. این گونه کودکان غالبا حساس، زودرنج، پرتوقع و کم‌صبر هستند، نمی‌توانند عواقب اشتباهات خود را آزموده و مسئولیت عمل خود را بپذیرند. این کودکان از جامعه پیرامونشان انتظار دارند همانند والدین با آنها رفتار کرده و چتر حمایتی خود را بر سر آنان بگسترانند. تک‌فرزندها کمتر با مشکلات مواجه شده و در معرض تجربه کردن شکست، ناکامی، رانده شدن و… قرار نمی‌گیرند و شرایطی را که لازمه بلوغ روحی و روانی است تجربه نمی‌کنند. در بسیاری از اوقات از آنجا که دنیای واقعی کاملا مطابق میل و خواسته‌های کودکان و پاسخگوی توقعاتشان نیست، دچار سرخوردگی و ناسازگاری می‌شوند. به علاوه فرزندسالاری مانع شکل‌گیری شخصیت فعال فرزند می‌شود.

۲ ـ بلوغ زودرس: فرزند در دوره اولیه کودکی بیشتر نیازمند حضور والدین خود است. ولی در دومین دوره کودکی‌اش نقش همسالان بارزتر می‌شود و مهارت‌های زیادی را از آنان می‌آموزد. وجود خواهر یا برادر بزرگ‌تر نیز می‌تواند زمینه مناسب برای کسب مهارت‌های اجتماعی شدن او را فراهم کند. حال اگر فرزند تک باشد به ناچار باید در کنار بزرگسالان پرورش یابد. در نتیجه او تجربه‌ای از کودکی و نوجوانی خود نداشته و با بازی‌ها، کارها و نقش‌های این گروه سنی آشنا نیست. وی از لحاظ روحی و روانی بسیار سریع‌تر رشد کرده و دنیا را از دید بزرگسالان می‌بیند. حضور در چنین خانواده‌ای که فقط شامل افراد بالغ است سبب بلوغ زودرس کودک می‌شود. از عوارض بلوغ زودرس این است که افراد در سنین کودکی در مقابل استرس‌های زمان جوانی قرار گرفته و نمی‌دانند چه باید بکنند.

۳ـ کم شدن روابط اجتماعی و جامعه‌پذیری ناقص : فضای زندگی خانوادگی توأم با فرصت‌های کافی برای روابط متقابل متنوع بوده، برای فرزندان الگوهای رفتاری و زمینه‌های تبادل تجارب و تمایلات و عواطف را به وجود آورده و از عوامل موثر در بهبود مهارت در روابط اجتماعی است. اما در خانواده‌‌های هسته‌ای و محدود و با فرزندان کم و به خصوص تک‌فرزند، برخورداری از فضای زندگی خانوادگی ممکن نیست.گرایش به انزوا، افسردگی، ضعف در برقراری ارتباط با همسالان، توجه بیش از حد به بازی‌های رایانه‌ای و انفرادی و ترس یا تنفر از حضور در گروه‌های اجتماعی از جمله خصوصیات تک‌فرزندهاست. محدودیت روابط اجتماعی در خانواده‌های تک‌فرزند می‌تواند دنیای روانی و اجتماعی افراد را محدود جلوه دهد و در این شرایط اگر مشکلی برای فرد به وجود آید ممکن است پیامدهای تهدیدکننده‌ای پدید آورد، زیرا فرد می‌ترسد با از دست دادن یک نقطه امید و اتکا نتواند به کانون دیگری چشم امید داشته باشد. همچنین وقتی روابط محدود است، جزئیات آن می‌تواند اشتغال ذهنی زیادی برای افراد ایجاد کند.

۴ ـ کاهش انسجام خانواده: یکی از مؤلفه‌های خانواده منسجم، پیوند‌های عاطفی و میزان وابستگی فرزندان به والدین و بالعکس است. به همان میزان که وابستگی متعادل ضروری و دارای مزایای فراوان است افراط و تفریط در آن دارای آسیب بوده و مشکل‌زاست. در خانواده‌های تک‌فرزند میزان وابستگی افراط و تفریط دارد. به این معنا که گاهی اوقات فرزند به سبب اشتغال والدین مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار می‌گیرد و گاهی نیز در کانون توجه بیش از حد والدین است. تعدد فرزندان می‌تواند سبب ایجاد هماهنگی لازم و شکل‌گیری وابستگی متعادل باشد. کاهش وابستگی فرزندان به خانه و خانواده در خانواده‌های تک‌فرزند سبب احساس تنهایی عمیق، ترویج فرهنگ استقلال‌طلبی، کم شدن قبح تک‌زیستی و تجرد، کاهش قداست و اهمیت تشکیل خانواده و افزایش سن ازدواج می‌شود. در حاشیه شهرها که اصولا خانواده‌ها جدا شده از شبکه خویشاوندی هستند شاهد افزایش کودک‌آزاری، کودکان رها شده و افزایش بزه هستیم.

۵ ـ تضعیف شبکه ارتباطی: خویشاوندی، تجربه و ادراک مستقیم روابط انسانی در قالب زندگی «خانوادگی» به شکل سنتی آن، احساس ناشی از داشتن «خواهر» یا «برادر» و در شبکه روابط خویشاوندی مثل«عمو»، عمه، دایی و خاله است که عامل پیوندها و ثبات عاطفی در روابط اجتماعی نخستین هستند. سیاست تک‌فرزندی می‌تواند تبعات مخرب عاطفی داشته و نسل بر آمده از این خانواده‌ها به سمت انزوا و تنهایی سوق داده می‌شوند.به علاوه خانواده‌هایی با فرزندان بیشتر با نشاط‌تر هستند و در یک خانواده کامل که به مثابه یک سیستم است هر نسبتی اعم از برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله و دایی در آن حضور دارند. بر اساس تحقیقات روان‌شناسان، رفتار‌های پسری که خواهر دارد به‌هنجارتر از رفتارهای پسری است که خواهر ندارد.
روزنامه جام جم

تک فرزندی تهدیدی برای فردای زندگی اجتماعی

5 آسیبی که در تربیت تک فرزندها بروز می‌کند
تک فرزندی تهدیدی برای فردای زندگی اجتماعی

از آنجایی که کودکان تک‎فرزند همواره مورد توجه بوده‎اند، پرتوقع بودن و برآورده شدن نیازها و تمایلات‎شان سبب زودرنج شدن و حساس بودن آن ها نسبت به نظرات و انتقادات دیگران می‎شود.

در عصر حاضر، بسیاری از زوجین به دلایل مختلفی که شاید مهم‎ترین آن مسایل و مشکلات اقتصادی باشد حاضر شده‎اند تنها به داشتن یک فرزند بسنده کنند. در حالی‎که نظرات مثبت و منفی زیادی درباره فایده و یا عواقب آن مطرح می‎شود که گاهی تنها در مطرح شدن یک فرضیه یا باوری اشتباه باقی می‎ماند و گاهی حتی به حقیقتی انکارناپذیر تبدیل می‎شود. بررسی برخی از این نظرات و باورها درباره کودکان تک‎فرزند است به والدین آگاهی و شناخت دقیق تری نسبت به آسیب‎های این معضل اجتماعی می دهد. در این مقاله به نکاتی مهم درباره مضرات تک‎فرزندی اشاره می‎شود.

1- انزواطلبی و درون‎گرایی

روان‎شناسان معتقدند مهم‎ترین عامل در شکل‎گیری درست شخصیت کودک، تعامل با کودکان هم‎سن و سال و بازی با آن هاست. همین طور در این بین آنچه که بیشتر به چشم می‎خورد انزواطلبی و درونگرایی کودکان تک‎فرزند است. اصولاً کودکان تک‎فرزند در برقراری ارتباط با هم‎سالان خود دچار مشکلات متعدد می‎شوند و اگر آن ها نتوانند ارتباط خوبی با هم‎سن و سالان خود پیدا کنند، این مسأله می تواند منجر به عدم رشد هوش اجتماعی و یا حتی عاطفی آن ها در سنین بالاتر می‎شود. یکی از نیازهای مهم کودک، بازی کردن است. وقتی کودک در محل آسایش و راحتی خود (خانه) هم‎بازی و هم‎صحبتی نداشته باشد، بسیاری از احساسات را نمی‎تواند تجربه کند. در این بین والدین سعی می‎کنند با توجه بیش از حد به کودکشان، بخشی از کمبودهای روانی او را که ناشی از تنها بودنش است جبران نمایند.

2- عدم اعتماد به نفس و خودباوری در کودک

کودک تک‎فرزند به خاطر وابستگی شدیدی که به والدینش دارد از اعتماد به نفس پایینی برخوردار است. والدین به خاطر محبت‎های افراطی و مراقبت‎های ویژه‎ای که از فرزندشان می‎کنند تا مبادا آسیبی به او نرسد و به قولی همان یک فرزند تا ابد برایشان باقی بماند، نمی‎گذارند او روی پای خود بایستد و همین عامل ضعف اعتماد به نفس و خودباوری در کودک می‎شود. تصور او از خود همواره این است که او نیاز به حمایت و کمک والدینش دارد. او خود را فردی ضعیف و کم تحمل می‎پندارد و تلاشش همواره این است که از حمایت و محبت والدینش محروم نشود.

3- شکل نگرفتن مسئولیت پذیری در کودک

به این دلیل که والدین همواره سعی دارند از تنها کودک خود حمایت کنند تا مبادا آسیبی به او برسد پس انجام بسیاری از کارهای او را برعهده خود می‎گذارند. آن ها سعی می‎کنند تا جایی که می‎توانند با خواسته‎های او موافقت نمایند تا بدین طریق همواره او را از شرایطی که دارد راضی نگه دارند. در واقع این یک معامله دوسویه است. ممکن است گاهی کودک احساس نیاز خود را که ناشی از تنهایی و انزواطلبی است به شکل خواسته‎های مادی بروز دهد و در این بیان بزرگترین اشتباه والدین اقدام فوری برای تهیه آن وسیله و نیاز کودک است که این موضوع خود می‎تواند به پرتوقع شدن کودک منجر شود.

4- پرتوقع بودن کودکان تک‎فرزند

گفتیم که والدین کودکان تک‎فرزند، همواره تمام تلاش‎شان این است تا جایی که می‎توانند اسباب رضایت و آرامش کودکشان را فراهم کنند تا او هیچ‎گاه کمبودی را در زندگیش احساس نکند. به همین دلیل منتظرند او نیازهای خود را اعلام کند تا آن را تهیه و برطرف کنند؛ غافل از اینکه همین امر سبب پرتوقع شدن کودکشان می‎شود. چرا که او همواره همه چیز را بدون هیچ تعلل و اذیتی دریافت کرده است. کودک همواره و تحت هر شرایطی از والدینش توقع برآورده شدن نیازهایش را دارد. حتی اگر روزی والدین نتوانند نیاز او را برطرف نمایند، به دلیل تربیت ناصحیحی که کودک داشته است، ممکن است او به راه‎های دیگری متوسل شود تا بتواند به خواسته‎اش برسد و نیازش را جبران نماید.

5- زودرنج و حساس بودن تک‎فرزندان

در روان‎شناسی تغییر و موفقیت‎های فردی گفته می‎شود یک انسان موفق کسی است که بتواند انتقادهای دیگران را با رویی باز بپذیرد و سعی در اصلاح رفتارها و عملکردهای خود داشته باشد. از آنجایی که کودکان تک‎فرزند همواره مورد توجه و یا به قولی مرکز توجه بوده‎اند لذا روحیه حساس بودن و زودرنجی بیشتر در آن ها دیده می‎شود. چرا که پرتوقع بودن و برآورده شدن نیازها و تمایلات‎شان سبب زودرنج شدن و حساس بودن آن ها نسبت به نظرات و انتقادات دیگران می‎شود. در این بین اگر آن ها در محیط‎های اجتماعی و دیگر محافل قرار بگیرند، اگر کسی نسبت به رفتاری از آن ها انتقاد داشته باشد، برخورد سریع و واکنشی که نشان از شخصیت ناسالم و تربیت صحیح اوست می‎تواند اولین رفتار و بازخورد او باشد.

همین موضوع می‎تواند در آینده بسیار مشکل‎ساز شود. کودک تک‎فرزند در آینده ازدواج می‎کند و تشکیل خانواده می‎دهد. او که به دلیل تربیت نادرست خود نتوانسته تعامل مثبتی با دیگران داشته باشد در ارتباط با همسرش نیز دچار مشکل خواهد شد. چرا که به هر صورت در زندگی زناشویی صحنه‎ها و موقعیت‎هایی پیش می‎آید که زوجین ممکن است نسبت به رفتاری از دیگری انتقاد داشته باشند. در این مواقع، ممکن است زوجی که تک فرزند بوده نتواند انتقاد همسرش را بپذیرد و همین سبب بحران و تنش در خانواده می‎شود. او به جای اینکه به فکر اصلاح و تغییر رفتار خود باشد، سعی در اثبات شخصیت و درست بودن عملکرد و رفتارش دارد.

آسیب‎های ناشی از تک‎فرزندی بسیار زیاد است و به نظر تک‎فرزندی نه تنها هیچ حسن و مزیتی ندارد بلکه آسیب‎های روانی و عاطفی که به فرد وارد می‎سازد سبب بحران و عدم شکل‎گیری مناسب شخصیت او می‎شود. توجه والدین به این نکته که آسیب‎های ناشی از تک‎فرزندی بسیار بیشتر از عواملی است که شما به سمت عدم فرزندآوری سوق می‎دهد می تواند در تغییر رویه فعلی خانواده ها تغییراتی را به وجود آورد.

منبع : رصد
http://fna.ir/

آسيب هاي تك فرزندي

الهم عجل لوليك الفرج

ادامه »

الهم عجل لوليك الفرج

الهم  عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

ادامه »

الهم عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

ادامه »

الهم عجل لوليك الفرج

الهم  عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

الهم  عجل لوليك الفرج

الهم عجل لوليك الفرج

1 3 4

  • سخنان بزرگان

  • سايبري

  • کاربران آنلاین

    • گل نرگس
    • متین
    • رحیمی
    • پریساعسکری
    • طالب
    • وجیهه السادات بدری
    • مفرد مونث غایب
    • پشتیبانی کوثر بلاگ
    • نیلوفر
    • پریساعسکری
    • somayye java
    • سراج
  • حباب

    کد حباب و قلب
    کد حباب و قلب
  • ك

  • گ

  • پ

  • http://blog69.kowsarblog.ir/

  • ف

  •  
    مداحی های محرم